نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٦
جا آوريد؛ ولى عده كمى از بندگان من شكرگزارند. حال كه پيامبرِ وقتْ در رأس حكومت قرار گرفته، در مقابل اين نعمت موظف به شكرگزارى، حفظ آن و انجام وظايف محوله هستيد. چنانچه از شكر نعمت سر باز زنيد، آن قاعده كلى و الهى كه بر تمام پديدههاى انسانى حاكم است در مورد شما نيز جارى خواهد شد: لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيد[١]= اگر شكرگزارى كنيد، نعمت خود را به شما خواهم افزود؛ و اگر ناسپاسى كنيد مجازاتم شديد است.
اين آيه شريفه ما را به سنّتى تخلفناپذير و غيرقابل استثنا توجه مىدهد. اگر مردم قدر نعمت خدا را ندانسته و شكر آن را به جا نياورند، گرفتار عذاب خواهند شد. اگر چه اين خطاب به «آل داود» است، ولى اين امر به آنها محدود نمىشود، بلكه شامل همه انسانها است. اگر بنا به فرض محال، پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران آيهاى نازل مىشد، مىفرمود: اعملوا اهلَ ايران شكراً و قليل من عبادى الشكور.
هر گاه ما اهميت اين نعمت را درك كنيم، قدرت شناخت وظيفه خويش در مقابل آن را پيدا خواهيم كرد. براى مثال، اگر سنگى پيدا كنيد كه به تصور شما يك شيشه كريستال يا چيزى زينتى است كه از شما به هزار تومان مىخرند، به همين اندازه در حفظ و نگهدارى آن كوشا هستيد؛ اما اگر فرضاً شىء پيدا شده، يك قطعه برليان باشد كه تمام ثروتمندان جهان توان پرداخت قيمت آن را ندارند، در اين حالت، چگونه آن را حفظ مىكنيد؟ آيا اهتمام شما در نگهدارى آن همانند يك شىء هزار تومانى است؟!
اكنون همين پرسش در مورد نعمت انقلاب اسلامى مطرح است. حكومتى كه ما داريم با همه نقايص و كمبودهايى كه دارد، در مقايسه با حكومت پهلوى ارزشها و امتيازات فراوانى دارد. اينكه ما چه مقدار در حفظ و نگهدارى آن كوشا هستيم، به مقدار ارزشگذارى ما نسبت به انقلاب بستگى دارد. آيا همانند يك شيشه زينتى و به اندازه هزار تومان براى آن ارزش قايل هستيم، يا آن را مانند يك گوهر گرانبها مىدانيم كه تمام ثروتمندان دنيا توان پرداخت بهاى آن را ندارند؟ به هر حال، بين اين دو نوع ارزشگذارى، تفاوت از زمين تا آسمان است. اگر بر لزوم شناخت انقلاب اسلامى اصرار مىورزيم، از آن رو است كه بدانيم در پى آن، تكليفى بزرگ بر دوش ما آمده است. اگر قدر آن را نشناسيم، نعمتى بزرگ را از كف خواهيم داد و به دنبال آن بلاهاى فراوانى بر سر ما خواهد آمد: لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي لَشَديدٌ.
[١] ابراهيم (١٤)، ٧.