نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٢ - ٥ اوصاف مدّعيان دروغين حكومت و قضاوت
روش او را ترويج مىنمايند. شخصِ بدعتگذار علاوه بر اين كه خودش مرتكب گناه شده است، بار گناه ديگران نيز بر دوش او است و بخشى از مسؤوليت آنان را به عهده دارد. يك شخص ممكن است در عمر پنجاه ساله خويش گناهانى را مرتكب شده باشد. در اين حالت او تنها مسؤول اعمال خويش است؛ ولى اگر صدها يا هزاران و يا حتى ميليونها نفر سخن او را بشنوند و از بدعت يا گناه او پيروى نمايند، بار گناه و مسؤوليت او بسيار افزونتر خواهد شد. گاه يك بدعت يا گناه تا روز قيامت استمرار پيدا مىنمايد. در اين حالت، گناه اين انحرافها و زشتكردارىها به گردن بدعتگذار خواهد بود، اگر چه ديگران هم به سهم خود، مسؤول و معاقَب خواهند بود. مبغوضترين خلايق در نزد پروردگار كسى است كه عمر خويش را به بطالت گذرانده و به حرفهاى غير دينى دل خوش داشته است و باعث گمراهى ميليونها نفر در زمان خودش و يا حتى پس از مرگش مىشود. اين شخص در گناه همه آنها شريك است. چنين شخصى چگونه مىخواهد خدا او را دوست داشته باشد؟! آيا در زمان ما چنين اشخاص بدعتگذارى وجود ندارند؟ به لحاظ همين آثار تخريبى وسيع و غيرقابل جبران، ائمه اطهار(عليهم السلام) در برابر مسأله بدعتگذارى در دين شديداً عكسالعمل نشان مىدادند.
و رَجُلٌ قَمَشَ جَهْلا، مُوضِعٌ فى جُهّالِ الأمّة...؛ صنف دوم از مبغوضترين خلايق در نزد خداوند، شخص «آدمنما» است. او خود را به عنوان فردى عالِم و فرهيخته معرّفى مىكند و انسانهاى غافل و فريبخوردهاى (و به تعبير اميرالمؤمنين(عليه السلام)، آدمنمايى) نيز او را به عنوان آيت اللّه، استاد و پروفسور مىشناسند؛ در حالى كه، انسانهاى آگاه و با بصيرت همچون حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) او را آدمنما و جاهل مىدانند. تعبير «اشباه الناس» در سخنان ائمه اطهار(عليهم السلام)ظاهراً فقط در اينجا به كار رفته است. شبيه اين تعبير را در جاى ديگر نيافتم. البته تعبير «اشباه الرجال» به صورتهاى گوناگون در سخنان آن بزرگواران آمده است.[١] چنين فردى، از نظر اميرالمؤمنين(عليه السلام)، اگر چه روى دو پا راه مىرود، اما آدم نيست. عدهاى نيز دور او جمع مىشوند و او را «عالِم» معرّفى مىكنند، در حالى كه بهره كافى از علم نداشته و صلاحيتِ احراز چنين مقام ارزش مندى را دارا نيست. آن گاه حضرت در ادامه كلام خويش، اوصاف
[١] مانند اين كلام اميرالمؤمنين(عليه السلام): يا أشباهَ الرِّجالِ و لا رِجالَ! حُلومُ الأطفالِ، و عقولُ رَبّاتِ الحِجالِ، لَوَدِدْتُ أَنّى لَمْ أرَكُمْ و لَم أعْرِفْكُمْ مَعرِفَةً= اىمرد نمايان نامرد! اى كودك صفتان بىخرد كه عقل شما به عروسان پردهنشين شباهت دارد! چقدر دوست داشتم كه شما را هرگز نمىديدم و هرگز نمىشناختم! (نهجالبلاغه، ترجمه و شرح فيض الاسلام، خطبه ٢٧).