نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٣ - ٥ اوصاف مدّعيان دروغين حكومت و قضاوت
اين شخص را بيان مىفرمايد كه به منظور پرهيز از اطاله كلام از توضيح بيشتر خوددارى مىكنم. اميرالمؤمنين(عليه السلام) در فراز پايانى اين خطبه چنين مىفرمايد:
إِلَى اللّهِ أَشْكُو مِنْ مَعشَر يَعيشونَ جُهّالا و يَموتونَ ضُلاّلا، لَيْسَ فيهِمْ سِلْعَةٌ أبوَرُ مِنَ الكتابِ إِذا تُلِىَ حقَّ تلاوَتهِ، و لا سِلْعَةٌ أنفَقُ بَيْعاً و لا أَغْلى ثَمَناً مِنَ الكتابِ اذا حُرِّفَ عَنْ مَواضعِهِ، و لا عِنْدَهُمْ أنكَرُ مِنَ المعروفِ و لا أعرَفُ منَ المُنكر[١]= به خدا شكايت مىكنم از مردمى كه در جهالت زندگى مىكنند و با گمراهى مىميرند. در ميان آنان كالايى خوارتر از قرآن نيست اگر آن را آن گونه كه بايد بخوانند؛ و متاعى سودآورتر و گران بهاتر از قرآن نيست اگر آن را تحريف كنند؛ و در نزد آنان چيزى زشتتر از معروف، و نيكوتر از مُنكر نيست!
إِلَى اللّهِ أَشْكو مِنْ مَعْشَر يَعيشونَ جُهّالا...؛ خطبه حضرت در شرايطى است كه حدود ٢٥ سال از رحلت پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) گذشته است. عدهاى در پوشش «عالِم» سنّتهاى دينى را ترك گفتهاند. اميرالمؤمنين(عليه السلام)از مشاهده اين همه اَعمال خلاف سنّت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) دلش به درد مىآيد و از دست مردم به درگاه خداوند شكايت مىكند (الى اللّهِ أشكو). شكايت به درگاه ايزد منان از دست آدمنماهايى كه دور افرادى گرد آمدهاند كه داراى عنوان كاذبِ «عالم» هستند؛ در حالى كه اين عده سنّتهاى دين را ترك گفته و بدعتها را ترويج مىنمايند. اميرالمؤمنين(عليه السلام)در چنين جامعهاى كسى را نمىيابد كه با او درد دل نمايد، بلكه از دست مردمى كه با جهل زندگى مىكنند و با گمراهى مىميرند به پيشگاه خداوند متعال شكايت مىكند. اگر قرآن به گونه صحيح معنا و تفسير شود نزد اين مردم ارزشى ندارد و در واقع، هيچ كالايى كسادتر از تفسير صحيح قرآن كريم نيست. در مقابل، اگر كتاب خدا تحريف گردد و قرائتهاى نو از آن عرضه گردد، هيچ كالايى گران بهاتر و با ارزشتر از آن پيدا نخواهد شد. حضرت امير(عليه السلام)در آن زمان هم از «قرائتهاى گوناگون» سخن مىگويد كه طبق يك قرائت، كسادترين كالا، قرآن است! در اين حالت، هيچ كس سراغ كتاب خدا نمىرود؛ و طبق قرائت ديگر، گرانبهاترين كالا قرآن است كه مشترى فراوان براى آن پيدا مىشود!
نيز، نزد اين «آدمنماها» هيچ معروفى بهتر از فحشا و منكرات نيست. آنان اعمالِ خلاف دين و بدعتها را از بهترين كارها و هنرهاى خويش مىدانند و بدان افتخار مىنمايند! و در مقابل، معروف و احكام و دستورات دين كه موجب سعادت دنيا و آخرت است در نزد آنان
[١] نهجالبلاغه، ترجمه و شرح فيض الاسلام، خطبه ١٧.