نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٠ - ٥ اوصاف مدّعيان دروغين حكومت و قضاوت
يَتَصَدّى لِلحُكمِ بَين الأمّةِ و لَيسَ لِذلِكَ بِأهل»[١]. از اين خطبه و عنوان آن معلوم مىشود مسأله مدّعيان دروغين حكومت و قضاوت، پديده جديدى محسوب نمىشود، بلكه از زمانهاى بسيار دور سابقه دارد. آن حضرت مىفرمايند:
إنَّ أبْغَضَ الخَلائقِ إلَى اللّهِ رَجُلانِ: رَجُلٌ وَ كَلَهُ اللّهُ إلى نَفْسِهِ؛ فَهُوَ جائرٌ عَن قَصدِ السَّبيلِ، مَشْغوفٌ بِكلامِ بِدْعَة و دُعاءِ ضَلالة، فَهُوَ فِتنةٌ لِمَنِ افْتَتَنَ بِهِ، ضالٌّ عَن هَدىِ مَنْ كانَ قَبلَهُ، مُضِلٌّ لِمَنِ اقْتَدى بِهِ فى حَياتِهِ وَ بَعدَ وَفاتِهِ، حَمّالٌ خطايا غيرِهِ، رَهنٌ بِخَطيئَتِهِ؛ و رجُلٌ قَمَشَ جَهْلا، مُوضِعٌ فى جُهّالِ الأُمَّةِ، غارٌّ فى أغْباشِ الفِتنَةِ، عَم بِما فى عقدِ الهُدْنَةِ. قَد سمَّاهُ أشباهُ النّاسِ عالماً و ليسَ بهِ، بَكَّرَ فَاسْتَكْثَرَ مِنْ جَمْع، ما قَلَّ مِنهُ خَيرٌ مِمّا كَثُرَ، حَتّى إذَا ارْتَوى مِن ماء آجِن و اكْتَنَزَ مِن غيرِ طائل[٢]= دشمنترين آفريدهها نزد خدا دو نفرند: [صنف اول] مردى كه خدا او را به حال خود گذاشته، و از راه راست دور افتاده است؛ دل او شيفته بدعت است و مردم را گمراه كرده، به فتنهانگيزى مىكشاند و راه رستگارى گذشتگان را گم كرده و طرفداران خود و آيندگان را گمراه ساخته است. بار گناه ديگران را بر دوش كشيده و گرفتار زشتىهاى خود نيز مىباشد. و [صنف دوم] مردى كه مجهولاتى به هم بافته، و در ميان انسانهاى نادانِ امّت، جايگاهى پيدا كرده است؛ در تاريكىهاى فتنه فرو رفته، و نسبت به پيمان صلح، كوردل است. آدمنماها او را عالِم ناميدهاند كه نيست، چيزى را بسيار جمعآورى مىكند كه اندك آن به از بسيار است، تا آن كه از آب گنديده سيراب شود، و اطلاعات بيهوده فراهم آورد.
إنَّ أبْغَضَ الخلائقِ إِلَى اللّهِ رَجُلانِ: رَجُلٌ وَكَلَهُ اللّهُ إِلـى نَفْسِهِ...؛ خداوند دو دسته يا دو شخص را دشمنترينِ مخلوقات خويش مىداند؛ يعنى اين دو طايفه را بيش از ساير مجرمان و تبهكاران دشمن مىدارد. آرى، اگر چه خداوند «أَرحم الراحمين» است، ولى اگر كسى ضد خدا باشد خدا با او دوستى نمىكند بلكه خدا هم در اين حالت «أشد المُعاقبين» خواهد بود. از اين دو طايفه يكى كسى است كه خدا كارش را به خودش واگذار كرده است. در فرهنگ دينى، بدترين عقوبت در دنيا، واگذار شدن شخص به خويش است. چنين كسى از درگاه خداوند رانده شده و خدا عنايتى به اصلاحش ندارد. از اين رو اين اميد وجود ندارد كه از راه انحراف بازگردد و روى سعادت را ببيند. اقتضاى «ارحم الراحمين» بودنِ خداوند پذيرش توبه هر شخص گناهكار است تا بدين وسيله روى سعادت و نيكبختى را ببيند، اما كار اين عدّه به
[١] يعنى اين خطبه در باره اوصاف افرادى است كه در ميان امت متصدى حكم و قضاوت هستند، و حال آن كه اهليت و شايستگى آن را ندارند. [٢] نهجالبلاغه، ترجمه و شرح فيض الاسلام، خطبه ١٧.