نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٠ - ٤ قرائت هاى مختلف، تيشه به ريشه دين
اثبات قطعىِ حقانيت يا بطلان يك دين غير ممكن گشته است! هيچ راهى وجود ندارد كه بگوييم اسلام حق است يا باطل! و بين اسلام و مسيحيت و يهوديت و مذاهب ديگر كه اختراع شده است، نمىتوان تفاوتى گذاشت! در اين ميان عدهاى نيز در صدد رسمى كردن اين مذاهب اختراعى در ايران هستند!
اما به راستى در اين فرض كه اثبات حقانيت خود اسلام ممكن نيست، پس اين قرآنچه اعتبارى دارد؟! اگر مطالب قرآن از نظر اين گروه نقدپذير است و همه مطالبش قابل تجديد نظر است، پس نزول قرآن و ارسال پيامبران براى چيست؟! اگر هر سخنى كه گفته شود، قرائتهاى مختلف و معانى متعدد دارد و معلوم نيست كه كدام يك درست است و اساساً درست و غلط ندارد، پس چه نيازى به پيامبران بوده است؟! چون بالأخره خود مردم قانونى مىگذراندند و آن را ملاك عمل قرار مىدادند.
آيا بايد دست دزد را بُريد يا نه؟ قرائت سنّتى مىگويد: آرى. قرائت مدرن كه مورد نظر اين عده است، مىگويد: ابداً اين كار درست نيست. اين كار، زشت و شرمآور است و در دنياى مدرن موجب شرمسارى ما مىشود. اين هم يك قرائت جديد از اسلام است! حال كدام قرائت درست است؟ طبعاً آنان قرائت مدرن را مىپسندند.
با اين حساب و اينطور كه آقايان مىگويند، پس قرآن فقط براى خواندن در مجالس فاتحه و سر قبر مردگان كاربرد دارد! آيا واقعاً اينگونه است؟ پس آيه «وَ السّارِقُ وَ السّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما»[١] براى چه نازل شده است؟! اين آيه اگر نازل هم نشده بود شما همان كارى را انجام مىداديد كه هماكنون انجام مىدهيد. پس نزول اين قرآن به چه كار مىآيد؟!
قرآن مىفرمايد: الزّانِيَةُ وَ الزّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِد مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَة وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِين[٢]= به هر زن زناكار و مرد زناكارى صد تازيانه بزنيد، و اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد، در كار دين خدا، نسبت به آن دو دلسوزى نكنيد، و بايد گروهى از مؤمنان در كيفر آن دو حضور يابند. اگر ايمان به خدا داريد و قيامت را قبول داريد بايد در حضور مردم، زن و مرد زناكار را صد تازيانه بزنيد و نبايد تحت تأثير عواطف قرار گيريد (إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الاخِرِ)؛ نبايد بگوييد: حفظ آبروى اين
[١] مائده (٥)، ٣٨. [٢] نور (٢٤)، ٢.