جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١ - ديدگاه صحيح در تحليل واقعه عاشورا

تصور مى‌كنيم اينها يك خصيصه و ويژگى شخصى و فردى امام حسين(عليه السلام) بوده است. اين تصور قطعاً باطل است. صحبت سليقه شخصى و تكليف اختصاصى نيست. اگر سيدالشهدا(عليه السلام) زير بار زور نرفت و تن به ذلت نداد از آن جهت بود كه دستور دين چنين است، و دين و دستورات آن به امام معصوم(عليه السلام) اختصاص ندارد، بلكه مربوط به همه مسلمان‌ها است. امام حسين(عليه السلام) مى‌خواهد به دستور دين عمل كند. آن حضرت مى‌خواهد به ما مسلمان‌ها بگويد شما هم بايد اين‌گونه باشيد و وظيفه و تكليف دينى شما اين است.

اين‌گونه نيست كه امام حسين(عليه السلام) نبايد زير بار ذلت برود، ولى اين امر براى ساير مسلمانان اشكالى نداشته باشد! ملاك حركت امام حسين(عليه السلام)اين است كه اگر يزيد بر سر كار باشد احكام اسلامى عوض خواهد شد و حرمت و شرف احكام اسلامى شكسته مى‌شود و عزت اسلام از بين خواهد رفت و احترامى براى احكام دين باقى نخواهد ماند.

هنگامى كه رئيس و خليفه جامعه اسلامى بى‌باكانه و علناً شراب مى‌خورد، طبيعى است كه ديگر احترامى براى حكم «حرمت خمر» باقى نخواهد ماند. معاويه اگر هزار فساد و اشكال داشت اما ظاهر را حفظ مى‌كرد و در ملأ عام حريم احكام اسلامى را نگاه مى‌داشت. مسائل و شرايط حكومت معاويه با شرايط حكومت يزيد متفاوت بود و وضعيت به گونه‌اى نبود كه همه چيز اسلام بر باد برود. معاويه حكومتش را به نام اسلام و با شعار حفظ اسلام تبليغ مى‌كرد. هرچه بود او از جانب عثمان به حكومت شام گمارده شده بود و در باور عمومى جامعه اسلامى آن روز، عثمان خليفه پيامبر(صلى الله عليه وآله) محسوب مى‌شد و بدين ترتيب حكومت معاويه در شام، در افكار عمومى به عنوان خلافت و حكومت اسلامى تلقى مى‌گرديد. پس از كشته شدن عثمان نيز معاويه با شعار