جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٥
جنايت كربلا در تاريخ نمونه نداشت و مردم حتى از كفار هم نديده و نشنيده بودند كه چنين كارى كرده باشند. از اين رو حركت امام حسين(عليه السلام) بنىاميه را به كلى رسوا كرد و تمام رشتههاى چندين ساله معاويه را در كمتر از يك روز پنبه كرد. كسى نمىتوانست باور كند كه خليفه پيامبر با كسى، آن هم فرزند رسولخدا(صلى الله عليه وآله) و خاندان آن حضرت، چنين معاملهاى انجام دهد. همه قطع و يقين پيدا كردند كه چنين كسى نمىتواند خليفه پيامبر باشد.
حركت امام حسين(عليه السلام) آنچنان توفنده و تأثيرگذار بود كه با وجود گذشت نزديك به ١٤٠٠ سال از آن، هنوز كوچكترين غبارى بر آن ننشسته و كسى نتوانسته ذرهاى در اين امر تشكيك كند كه يزيد و يزيديان بر باطل و امام حسين(عليه السلام) و يارانش برحق بودند. در همه چيز تشكيك كردند. حتى در مسألهاى مثل غدير كه در اصلش نمىتوانستند تشكيك كنند، مفهوم آن را مورد ترديد قرار دادند. حتى كار به جايى رسيد كه در همين مملكت شيعه، برخى كه ادعاى تشيع هم دارند، گفتند معناى «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ...» ولايت و امامت نيست، بلكه منظور محبت و دوست داشتن اميرالمؤمنين(عليه السلام) است! با اين همه، كسى درباره قضيه عاشورا و كربلا نتوانسته تشكيك كند. همه، از دوست و دشمن، مؤمن و كافر، مسلمان و غير مسلمان، اعتراف دارند كه اين خونى است كه از روى مظلوميت و براى دفاع از عقيده و ايمان، و نجات مردم ريخته شده است.
در هر صورت، باز هم تأكيد مىكنيم كه حركت امام حسين(عليه السلام) نه به هدف كسب قدرت و رياست بود و نه براى اين كه در ازاى كشته شدن آن حضرت، دوستانش به بهشت بروند، بلكه نجات اسلام و حفظ و بقاى آن در جامعه بود كه باعث گرديد سيدالشهدا(عليه السلام) خونش را ايثار كند و جانش را فدا نمايد.
حفظ اسلام يك وظيفه و تكليف عمومى است كه البته مراتب مختلفى