جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٤

مستندات فراوانى دارد كه از جمله آنها اين فراز از زيارت اربعين حضرت ابا‌عبد‌الله(عليه السلام) است:

وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَيْرَةِ الضَّلالَةِ؛[١] و خون قلبش را در راه تو نثار كرد تا بندگانت را از ناآگاهى و سرگردانى گمراهى نجات بخشد.

اين تعبير شبيه تعبيرى است كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در وصيت خود به اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمود:

فَالْخامِسَةُ بَذْلُكَ مالَكَ وَدَمَكَ دُونَ دينِكَ؛[٢] و پنجمين سفارش من به تو اين است كه مالت را و خونت را فداى دينت نمايى.

در اين فراز از زيارت اربعين نيز مى‌فرمايد: وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فيكَ؛ سيدالشهدا(عليه السلام) خون قلبش را در راه تو بذل و ايثار كرد؛ كه چه بشود؟ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَيْرَةِ الضَّلالَةِ؛ براى آن كه مردم را از ناآگاهى و حيرانى و گمراهى نجات بخشد.

تبليغات سوء و پردامنه معاويه آن‌چنان در مردم اثر گذاشته بود كه آنان راه درست را گم كرده بودند و نمى‌دانستند حق چيست و باطل كدام است. حركت روز عاشورا و كارى كه امام حسين(عليه السلام) در كربلا كرد همه اين طلسم‌ها را شكست و تمامى سحر و افسون‌هاى بنى‌اميه را باطل كرد و مردم به حقيقت پى بردند و فهميدند در جامعه چه خبر است. برخورد بنى‌اميه با امام حسين(عليه السلام) و فجايعى كه در اين راه مرتكب شدند آن‌چنان رسوا و ننگين و بى‌رحمانه بود كه هر كس آن را شنيد، فهميد كه جانشين پيامبر نمى‌تواند چنين جنايت هولناك و سياهى مرتكب شود.

 


[١] بحار الانوار، ج ١٠١، باب ١٨، روايت ٣٠، ص ١٧٧. [٢] بحار الانوار، ج ٧٧، باب ٣، روايت ٨، ص ٧٠.