جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٩

امّا با توجه به شرايطى كه در آن روزگار وجود داشت، اين‌گونه فعاليت‌هاى امام حسين(عليه السلام) در حدى نبود كه بتواند در برابر تبليغات شيطانى گسترده و پردامنه معاويه تأثير چندانى داشته باشد. سرانجام نيز كار به جايى رسيد كه معاويه بدعتى خطرناك را بنيان نهاد و خلافت را به صورت موروثى درآورد. تا پيش از معاويه، خلافت و حكومت خلفاى پيشين هر اشكالى كه داشت اما به هر حال موروثى نبود، و اولين كسى كه اين بدعت را در اسلام گذاشت معاويه بود. در واقع پس از معاويه و در ادامه حركت او است كه ما شاهد موروثى شدن مسأله خلافت در جامعه اسلامى هستيم.

معاويه در روزهاى آخر عمرش تصميم گرفت تا زنده است از نفوذ و موقعيت خود در بين رؤسا و شخصيت‌هاى تأثيرگذار آن زمان استفاده كند و براى پسرش يزيد بيعت بگيرد. اين همان حركتى بود كه در نهايت به قيام امام حسين(عليه السلام) و رويارويى آن حضرت با حكومت اموى منجر گرديد.

در اين ميان آنچه مهم است پاسخ به اين سؤال است كه چرا امام حسين(عليه السلام) قيام كرد؟ در اين‌جا و در پاسخ به اين پرسش، حرف‌ها و مطالب مختلفى بيان شده كه ما برخى از آنها را مطرح و نقد كرديم. از جمله اشاره كرديم كه برخى گفته‌اند امام حسين(عليه السلام) برنامه و هدف اولى و اصلى‌اش در اين حركت، براندازى حكومت بنى‌اميه و يزيد و به دست گرفتن خلافت و حكومت بود.

هم‌چنان كه پيش از اين اشاره كرديم، اين ديدگاه قطعاً درست نيست و به هيچ وجه با شواهد تاريخى و روايى سازگارى ندارد. امام حسين(عليه السلام) در همان ارتباطات مخفيانه و محدودى كه در زمان حكومت معاويه با برخى افراد و مردم داشت، اين مطلب برايش به اثبات رسيده بود كه گفته‌هايش تأثير چندانى بر آنان ندارد و آنها مردمى نيستند كه حضرت بخواهد به پشتوانه آنها حركتى