جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٥ - سكولاريزم و پى آمدهاى آن در جامعه اسلامى

سياست اين شده بود كه خليفه رسول‌الله براى تفريح و سرگرمى قرآن را نشانه تير قرار مى‌داد!

يكى ديگر از خلفا و به اصطلاح جانشينان پيامبر(صلى الله عليه وآله) يك روز كه براى نماز صبح آمد، آن‌چنان مست و از خود بى‌خود بود كه به جاى دو ركعت چهار ركعت خواند! وقتى مردم گفتند، مثل اين كه اشتباه شد و شما چهار ركعت خوانديد؛ گفت: امروز بسيار سرخوشم، اگر مى‌خواهيد بيشتر هم برايتان مى‌خوانم!!! جالب و بلكه عجيب هم اين است كه اينها امورى نبود كه مخفى باشد و مردم ندانند و نبينند! مردم به چشم خود مى‌ديدند كه خليفه آنها آن‌چنان مست است كه نماز صبح را چهار ركعت مى‌خوانَد، اما فردا صبح باز هم براى اقتدا به همين خليفه و امام جماعت پشت سر او صف مى‌كشيدند!

در چنين حكومتى اگر كسى بخواهد، براى مثال، مسأله شك بين سه و چهار و مسائلى از اين قبيل را مطرح كند اشكالى ندارد، چون اين مسائل هيچ اصطكاكى با خلافت و كارهاى خلفا پيدا نمى‌كند. اما اگر متعرض اين مسأله بشود كه، براى مثال، شراب‌خوار را حتماً بايد تازيانه زد، مرتكب فحشا را حتماً بايد به مجازات رساند، در اين صورت اولين كسى كه بايد تازيانه بخورد و حد بر او جارى شود خود جناب خليفه است! به علاوه، تنها خود خلفا هم كه نبودند، بلكه پاى اطرافيان و بادمجان دور قاب‌چين‌ها و هم‌چنين رقاصه‌هايى كه شمع بزم مجالس آنها بودند نيز در ميان بود و آنها هم بايد مجازات مى‌شدند. البته آن روزها رقاصه از ارمنستان نمى‌آوردند، بلكه از همان زن‌هاى مملكت اسلامى بودند كه البته برخى از آنها سابقه مسيحيت و امثال آن داشتند. به هر حال چه مى‌دانيم، شايد برخى از آن رقاصه‌ها هم مثل برخى جشن‌ها و جشنواره‌هاى ما از ارمنستان و جاهاى ديگر دعوت مى‌شدند!