جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٤ - نگاه كليسايى به حادثه عاشورا

بر اين اساس، ديگر معنا ندارد در مورد حادثه كربلا بخواهيم چون و چرا كنيم و به بحث و تحليل بپردازيم كه چرا امام حسين(عليه السلام) به كربلا رفت و چرا جانش را فدا كرد و چگونه اين حركت موجب حفظ و بقاى اسلام گرديد و...‌. آنچه در اين باره مى‌توانيم بگوييم فقط همين است كه اين امر اراده حق تعالى بود و خداى متعال چنين مى‌خواست:

اِنَّ اللهَ قَدْ شاءَ اَنْ يَراكَ قَتيلا... واَنْ يَراهُنَّ صَبايا؛[١] همانا خداوند مى‌خواهد تو را كشته... و اهل‌بيتت را اسير ببيند.

حكمت و علت اساسى اين كار نيز اين بود كه كسانى به واسطه محبت امام حسين(عليه السلام) و عزادارى و گريه براى آن حضرت، مشمول عنايت خداوند قرار گيرند و گناهان آنها آمرزيده شود.

شبيه اين تصور در آموزه‌هاى دين مسيحيت نيز وجود دارد و شايد اصل اين نظريه در مورد كربلا و امام حسين(عليه السلام) نيز از آن‌جا اقتباس شده باشد. مسيحيان معتقدند انسان ذاتاً گناه‌كار آفريده شده و داراى گناه ذاتى است. خداى متعال براى آن كه اين گناه جبران شود و انسان لياقت بهشت و برخوردارى از نعمت‌هاى الهى در آخرت را پيدا كند، فديه‌اى براى آن قرار داد. فديه گناه ذاتى انسان اين بود كه خداوند ‌العياذ بالله‌ـ فرزندش حضرت عيسى(عليه السلام) را مبعوث كرد تا در اين عالم او را به دار بزنند و به صليب بكشند. از اين رو طبق عقيده مسيحيان، فلسفه به صليب كشيده شدن حضرت عيسى ‌على نبينا و آله و عليه السلام‌ـ اين بود كه در پرتو آن، انسان كه موجودى ذاتاً گناه‌كار است مورد بخشش قرار گيرد. بنابراين شهادت حضرت عيسى(عليه السلام) امرى مقدّر و حساب‌شده و جزو برنامه خلقت بود و بدون آن اساساً خلقت سامان نمى‌يافت


[١] بحارالانوار، ج ٤٤، باب ٣٧، روايت ٢، ص ٣٦٤.