جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٥ - بيان امام حسين(ع) در فلسفه قيام عاشورا

كنند! هيچ كس نمى‌گفت بت بپرستيد يا نماز نخوانيد و روزه نگيريد و قرآن نباشد. همان مسجد اموى دارالقرآن و دارالحفاظ بود و قرآن در آن تعليم داده و حفظ مى‌شد. پس مسأله و مشكل در كجا بود؟ مشكل بر سر «احكام اجتماعى» اسلام بود. احكام فردى مثل نماز و روزه كه چندان ارتباطى به حكومت پيدا نمى‌كرد مشكل و مسأله‌اى نداشت. نماز خواندن يا نخواندن مردم مشكلى براى معاويه درست نمى‌كرد. او خودش هم مى‌گفت، من با شما نجنگيدم كه نماز بخوانيد يا روزه بگيريد، اينها كارهايى است كه به خودتان مربوط است؛ من با شما بر سر «حكومت» جنگيدم. شما هرچه مى‌خواهيد نماز بخوانيد، روزه بگيريد، مسجد بسازيد و به حج برويد، اما به حكومت من كارى نداشته باشيد!

اگر بخواهيم با زبان و ادبيات امروز جامعه خودمان بيان كنيم، معاويه مى‌گفت: هرچه مى‌خواهيد نذر و نياز كنيد، نوحه بخوانيد، سينه و زنجير بزنيد، عَلَم و كُتل برداريد، سفره حضرت رقيه(عليها السلام) بيندازيد و آش امام حسين و اباالفضل العباس(عليهما السلام) درست كنيد، ولى كارى به حكومت و سياست نداشته باشيد.

آش پختن و سفره انداختن و نذر و نياز كردن و زنجير زدن هيچ خطرى براى حكومت امثال معاويه ندارد. به همين دليل آنها نه تنها براى اين امور مانعى درست نمى‌كنند، كه تأييد هم مى‌كنند و حتى خودشان برنج و روغن تعاونى هم مى‌دهند، پرچم هديه مى‌كنند، قرآن برايمان چاپ مى‌كنند و پول تعمير مسجدهايمان را نيز مى‌پردازند. البته بگذريم كه در برخى كشورهاى اسلامى، دولت‌ها براى مسجد پول ندارند، اما براى كليسا و كنشت و آتشكده بودجه اختصاص مى‌دهند!

در هر صورت، صِرف مسجد و نماز و قرآن و نوحه و سينه، براى حكومت‌ها هيچ ضررى ندارد و آنها هم با اين امور كارى ندارند. آنچه براى