انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢
در حیوان همهء این قوههای طبیعی بعلاوهء یک سلسله قوههای شعوری از قبیل حس باصره ، سامعه ، لامسه و غیره و از قبیل میلها - که قبلا از آنها یاد شد - وجود دارد . حیوان به وسیلهء این قوهها از طرفی خویشتن را از گزند آفات حفظ میکند و از طرفی موجبات رشد فردی و بقای نوع خود را فراهم میکند . در انسان همه قوای طبیعی و قوای شعوری که در گیاه و حیوان هست وجود دارد بعلاوهء یک سلسله میلهای اضافی - که قبلا شرح داده شد - و بعلاوهء نیروی خارق العادهء عقل و اراده که سرنوشت آیندهء او را با مقیاس زیادی به دست خودش میدهد و خودش آیندهء خویش را انتخاب میکند و میسازد . از آنچه گفته شد روشن گشت که برخی موجودات هیچ گونه نقشی در ساختن آینده خویش ندارند ( جمادات ) . برخی دیگر نقشی در ساختن آیندهء خویش دارند اما این نقش نه آگاهانه است و نه آزادانه بلکه طبیعت ، نیروهای درونی آنها را به طور غیر مستشعر و نا آگاهانه برای صیانت و بقای آنها و ساختن آنها در آینده استخدام کرده است ( نباتات ) . برخی دیگر نقش بیشتری دارند . این نقش آگاهانه است هر چند آزادانه نیست ، یعنی با نوعی آگاهی از خود و محیط خود تحت تأثیر جاذبهء یک سلسله میلهای شعوری ، در راه صیانت خود برای آینده میکوشند ( حیوانات ) . ولی انسان نقشی فعالتر و مؤثرتر و گستردهتر در ساختن آیندهء خویش دارد . نقش انسان ، هم آگاهانه است و هم آزادانه ، یعنی انسان ، هم به خود و محیط خود آگاه است و هم آنکه با توجه به آینده ، به حکم نیروی عقل و اراده میتواند آزادانه آیندهء خویش را به هر شکل که خود بخواهد انتخاب کند .