نبوت خاصه

نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢

چيزى نمى‌گذرد كه بطلان بسيارى از افكار و نظريات آنها روشن مى‌گردد و از اين رو همواره كتب گذشتگان هدف تيرهاى انتقاد آيندگان بوده است. امّا با اين كه چهارده قرن از تاريخ نزول قرآن مى‌گذرد، تا كنون در آن مطلبى پيدا نشده كه مورد اعتراض و انتقاد باشد؛ مگر يك سلسله اوهام و پندارها كه برخى از معاندان آنها را به صورت انتقاد و اعتراض درآورده‌اند كه پاسخ آنها هم در هر عصرى به وسيله علماى اسلام داده شده است و همه اين مطالب درحالى است كه قرآن توسط يك فرد امّى آورده شده است.
اكنون اگر از اين گفتار كه او يك فرد امّى بوده، صرف نظر كنيم و بگوييم كه محمّد (ص) امى نبوده و او اين معارف و علوم را از طريق درس خواندن به دست آورده است آيا نتيجه اين ادّعا جز اين است كه او معارف قرآن را از دانشمندان معاصر خود كه در ميان آنها پرورش يافته فراگرفته است؟ پس لازم است ببينيم او در ميان چه ملّتى بزرگ شد و معاصران وى چه افرادى بوده‌اند؟
محمد (ص) در ميان دو گروه مختلف بزرگ شد: بت پرستان و اهل كتاب؛ اگر فرض كنيم كه او تعاليم خود را از معاصران خويش گرفته است ناچار بايد اثرى از عقايد بت‌پرستان و تعاليم عهدين در اقوام و معارف او ديده شود در صورتى كه ما خلاف آن را مشاهده مى‌كنيم؛ زيرا قرآن در موارد زيادى با تعاليم تحريف شده عهدين مخالفت ورزيده و خود رااز خرافات و افسانه‌هاى مكتبهاى ديگر پيراسته ساخته است.
قرآن خدا را اين چنين معرفى مى‌كند:
«مى‌گويند خداوند براى خود فرزندى اختيار نموده است او (از اين نسبت) پاك و منزه است بلكه آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست و همگى در برابر او خاضع و فرمانبردار مى‌باشند.» «١» « (خداى شما) پديدآورنده آسمانها و زمين است و هر موقع چيزى را اراده كند فقط به آن مى‌گويد: باش، پس آن نيز تحقق پيدا مى‌كند.» «٢» «خداوند، هيچ معبودى نيست جز خداوند يگانه زنده كه قائم به ذات خويش است و موجودات‌