بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢٧
عمر بن عبدالعزيز به ابو بكر بن حزم، فقيه مدينه نوشت:
به حديث پيامبر بنگر و آن را بنويس؛ من از فرسودگى دانش و از بين رفتن دانشمندان ترسناكم و جز حديث پيامبر حديث كسى را نپذير «١» ....
با وجود اين دستور، نهضت چشمگيرى براى تدوين حديث شكل نگرفت. وقتى دولت اموى سقوط كرد و عباسيان زمام امور را به دست گرفتند در سال ١٤٣ هجرى دوران خلافت منصور، نهضتى بزرگ براى تدوين و نشر احاديث نبوى صلى الله عليه و آله پايهريزى گرديد و قبل از اين دوره، پيشوايان حديث از حفظ براى همديگر نقل حديث مىكردند و كتب مرتب و مدوّنى در اين زمينه نوشته نشده بود. «٢»
آزادى تدوين حديث و علاقه مردم به شنيدن آثار نبوى صلى الله عليه و آله سبب شد كه رندان دنياپرست از طريق جعل حديث، براى خود مقام و موقعيتى كسب كنند و به كرسى استادى تكيه زنند و به نشر گسترده احاديث جعلى بپردازند تا آنجا كه محمد بن اسماعيل بخارى متولد ١٩٤ هجرى، از ميان ششصد هزار حديث، چهار هزار آن را معتبر دانسته و در صحيح خود نوشته است. «٣» و ابو داود متولد ٢٠٢ هجرى، صحيح خود را از ميان پانصد هزار حديث برگزيده و فقط چهار هزار و ششصد حديث را صحيح دانسته است. «٤»
بازار آشفته حديث كه نقل و تدوينش بيش از يك قرن ممنوع بود به دست افراد فرصتطلب افتاد در پى اين واقعه چنان در معارف اسلامى از اصول عقائد گرفته تا تفسير، تاريخ، مناقب و فضايل آشفتگى پديد آمد كه همه اصحاب مذاهب توانستند در راستاى مرام و مذهبى كه بدان گرايش داشتند حديث جعل كنند و براى عقايد و آراى خود مداركى به نام سنت پيامبر صلى الله عليه و آله بياورند. و اين درحالى است كه اگر سفارش پيامبر صلى الله عليه و آله ناديده گرفته نمىشد و اهل بيت عليهم السلام از رهبرى امت كنار زده نمىشد. مردم به راحتى مىتوانستند از امامان اهل بيت عليهم السلام كه حامل علوم پيامبر صلى الله عليه و آله بودند و در عصر تدوين صحاح مىزيستند احاديث نبوى را فراگيرند و آب را از سرچشمه بردارند.