تعاليم قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٧
بنابراين، آيات متشابه فرع اين اصل هستند و مگر نه اين است كه هر فرعى به اصل خود بازمىگردد و كودك به سوى مادر مىرود و از پستان او تغذيه مىكند؟
آيات متشابه را بايد به اصل و مادرشان بازگردانيم تا مقصود را دريابيم. به عنوان مثال، اگر در آيهاى آمده است «يَدُاللَّهِ فَوْقَ ايْديهِمْ» «١» دست خدا بالاى دست آنهاست، نبايد گمان كنيم كه خدا هم مانند انسان دست دارد. اين آيه را بايد به آيه محكم «لَيْسَ كَمِثْلِه شَىْءٌ» «٢» (هيچ چيز، همانند او نيست) بازگردانيم تا معلوم شود كه در اينجا مراد از «يد» قدرت است.
همچنين اگر آيه «الى رَبِّها ناظِرَةٌ» «٣» را كه از ظاهرش معناى جسم بودن خداوند فهميده مىشود، در كنار آيه «لا تُدْرِكُهُ الْابْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْابْصارَ» «٤» (ديدهها او را در نيابند و او ديدهها را در يابد) قرار دهيم، معنا و مراد آن را به روشنى در خواهيم يافت و آيه، محكم و صريح خواهد گشت. «٥» از امام رضا عليهالسّلام چنين نقل شده است كه: «مَنْ رَدَّ مُتَشابِهَ الْقُرْآنِ الى مُحْكَمِهِ هُدِىَ الى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ» هر كس متشابه قرآن را به محكم آن برگرداند، به صراط مستقيم، هدايت يافتهاست. «٦» بنابراين، آيات متشابه با ارجاع به آيات محكم، معناى روشن و محكمى پيدا مىكنند. «٧»