آزادى و دين سالارى

آزادى و دين سالارى - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٢٢

فعليت برساند و اين همان است كه گفته شد: آزادى وسيله است نه هدف. دراين‌صورت مانعى نخواهد داشت كه عقل و خرد- كه چراغى فراراه انسان است- آزادى مضر را از آزادى مفيد بازشناسد و از اوّلى بپرهيزد و به دومى روآورد.

و به ديگر سخن: انسان عاقل، انسانى است كه زندگى اجتماعى را بر زندگى فردى برترى بخشد و انسان منزوى كه مى‌خواهد در بيغوله‌ها و شكاف كوه‌ها زندگى كند مسلّما از خرد كامل انسانى برخوردار نيست. از طرفى ديگر، در زندگى اجتماعى حرص و آزادى، فزون‌طلبى‌ها، مال‌اندوزى‌ها بايد تحت سيطره قرار گيرد، تا بتواند زندگى را ممكن سازد.

اساس زندگى اجتماعى، احترام به حقوق يكديگر و عدم تجاوز به حريم ديگران است در غير اين صورت رشته‌ى زندگى از هم گسسته و عرصه‌ى زندگى به صورت يك جنگل درمى‌آيد.

از اين بيان نتيجه مى‌گيريم كه عقل و خرد با بررسى‌هاى دقيق با مشاوره‌ها و مذاكره‌ها مى‌تواند مسير آزادى و حدّ و حدود آن را مشخصّ كند تا آزادى به صورت يك پديده‌ى دلپذير درآيد.

محدود بودن ديدگاه خرد

اصولا كسانى كه توانايى خرد را بر درك زيبايى و زشتى رفتارها انكار مى‌كنند با فطرت و يافته‌هاى درونى خود به مقابله برخاسته‌اند،