آزادى و دين سالارى

آزادى و دين سالارى - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ١٦

چند طبقه، نسبت به طبقه‌ى زيرين، فوق و نسبت به طبقه‌ى بالاتر، تحت ناميده مى‌شود، و لذا در فلسفه‌ى اسلامى، اين نوع مفاهيم را مفاهيم نسبى (ذات الاضافه) مى‌نامند كه در واقعيت آن، نوعى نسبت به غير نهفته است.

در واقعيت آزادى نيز عين اين اضافه و نسبت، نهفته است، زيرا جوينده‌ى آزادى، از چيزى گريزان است و به چيز ديگرى پناه مى‌برد.

مثلا فرض كنيد انسانى را براى پرداخت جريمه‌هاى بى‌جهت مجبور مى‌كنند، او پيوسته جوياى فرار از اين زندگى پرفشار، به سوى زندگى دور از الزام و اختناق مى‌باشد، و در اصطلاح به بخش نخست (آزادى از چيزى) آزادى سلبى و به بخش دوم (انتقال به چيزى) آزادى ايجابى مى‌نامند.

بنابراين، در هر آزادى بايد دو طرف ملاحظه شود، مثلا اگر انسانى از چيزى بگريزد، ولى نداند كه دنبال چه چيزى است، در اينجا حقيقت آزادى جزء سلبى را دارا است ولى فاقد جنبه‌ى ايجابى است. همچنين هرگاه به دنبال حالت جديد دوم باشد، بدون اين‌كه در آن نسبت به حالت نخست نفرتى داشته باشد، در اين مورد واقعيت آزادى، فاقد جزء سلبى است.

ملاك گزينش چيست؟

انسان آزادى‌خواه، از آنجا كه حالت موجود را با خواسته‌ى خود