پنج رساله - ابن سينا - الصفحة ٤٣ - تفسير سوره توحيد كه مترجم از كلام شيخ رئيس است
خود از ذات خود بغير از هويّت محضه صرفه و متنزهه از كثرة من جميع- الوجوه نبايد چيزى تصور فرمايند. و مكرّر مقرر و معروض گرديد مر همين وحدت را لوازم بيشمار است، و در ميان همان لوازم متعدّده بايد شرح هويتشان بلازم قريب باشد، تا ابواب معرفت فى الجمله مفتوح آيند.
و مرين بيان را در كتب حكميّه اصلى است اصيل و مقامى است نبيل، چنانچه نوشتهاند: تعريف بسايط بلوازم قريبه در وضوح و كمال بسان تعريف مركّبات است بايراد مقومات. زيرا تعريف كامل مر آن است [كه] بتوسط آن در قوه متخيله [١] نفس آدمى صورتى كه مطابق و موافق معرف باشد حاصل آيد. پس اگر معرفت مركب است، بايد در نفس معرف اجزاى مركّبه مصور آيند. و اگر معرفت بسيط، و لوازم داشته باشد، بملاحظه لوازم در عقل بايد صورتى كه مطابق آن بسيط باشد حاصل آيد. بناء على هذا، تعريف بلوازم مر بسيط را بسان تعريف بمقوّمات است مر مركبات را. و تمام اين تقرير در كتاب خود در فن منطق در شفا مذكور نمودهام.
و كلام بلاغت فرجام آن حضرت جلّ جلاله ميفرمايند: احد مبالغت است در وحدتشان. و مقرّر است كه مبالغه تمام در وحدت تصور نمىشود مگر اينكه واحديّت بنوعى صدور يافته باشد كه از آن كاملتر و شديدتر موجود نشود، و الّا واحد بر ما تحت خود بسبيل تشكيك و فرض، نه حقيقة، كه آن را تواطؤ گويند، مقول ميگردد.
پس [آن] كه بهيچ وجه منقسم نشود بواحديّت اولاتر است از واحدى كه ببعض الوجوه بحيّز انقسام آيد. و ايضا واحدى كه انقسام عقلى داشته
[١] در اصل: متخليه. اين كلمه در متن عربى نيست.