پنج رساله - ابن سينا - الصفحة ٤٩ - تفسير سوره توحيد كه مترجم از كلام شيخ رئيس است
خاتمة- در حقايق و دقايق اين سوره مباركه بايد تفكر كردن، كه اوّل بار اشاره فرمودند كه هويّت مطلقهاش را اسمى موجود نيست. از آن معنى تفسير بكلمه هو فرمودند. و چون آن معنى در نهايت خفا بود و حضرتش را عرفان و شناسائى [١] لازم بود، باقرب لوازم كه اللّه باشد، كه مر آن را در تعريف از همه ملزومات شديدتر و كاملتر بود معقّب ساختند. بعد از آن جهة دفع و رفع اوهام نافرجام، و همين كه مبادا بگويند تعريف هويّت مطلقه بدين لازم در مكمن قصور است، [و] ميبايست بمقوّمات تعريف را آورده باشند، كلمه احد را نيز در عقب آن آوردند، تا اينكه دلالت نمايد كه من جميع الوجوه اين هويّت مطلقه واحد است و بسيط، و او را اصلا مقوّمى موجود نيست سواى لوازم احد را [٢].
حد را مرتّب در عقب اللّه فرمودند، نه بعكس، زيرا آلهيت عبارت از استغناى كامله حضرت ايشان است از ما سوى اللّه. و هر آنچه چنين باشد او را واحد مطلق گويند. و اگر چنين نباشد بايد محتاج بديشان باشد.
و اين نيز هويّت مطلقه است. پس آلهيّت بالضروره مقتضى وحدت است نه عكس آن.
و بعد از آن كلام حقيقت فرجام را بكلمه صمد معقّب فرمودند، كه در آن نيز برهانى كامل و تبيانى [٣] شامل بر واجب الوجوديّتشان بوده باشد. بعد از آن بتعقيب اين كلام، عدم تولّد غير در آوردند، بدليل اينكه خودشان از ديگر متولّد نگشته بود [ند].
و ايضا بيان فرمودند اگر چه در آلهيت فياض وجود جميع موجوداتند،
[١] در اصل: شناساى.
[٢] كذا.
[٣] در اصل: تبيان.