پنج رساله - ابن سينا - الصفحة ٥٨ - تفسير سوره فلق كه مترجم از كلام شيخ رئيس است
ايشان امر است باستعاذه از نزاع و جدل شرّى كه حاصل است از بدن و قواى او و نفث. پس بدرستى چون [١] از حضرت حق سبحانه و تعالى اشارت بشرورى كه لازم اجسام متغذيه است گرديد، و بتفصيل بدانها اشارت واقع شد كه اول بار ابتداء از شرّى بوده كه لازم قواى حيوانيّه است، پس قواى نباتيّه انفراد [ا]، پس در بدن باز بقواى دوگانه حيوانيّه جمعا، و بچيزى ديگر كه ميان بدن و ميان نفث واقع گشته بود و از آن نزاع و جدل برخاسته و بهم پيوسته، و آن عبارت از حسديست ناشى از ميان حضرت ابو البشر عليه السلام و ميان ابليس لعنه اللّه. و اين معنى دردى بود بغايت مشكل، پس امر باستعاذ [ه] از جميع اين شرور كه در مشكل بيدرماناند [٢] بمبدإ اول صدور يافت.
مخفى نماناد اين سوره مباركه دلالت بر كيفيّت صدور شرور ناشيه از قضاى الهى مينمايد. و حصول اين شرور بالغرض است لا بالذّات، و الّا مكرّر مشروح شد كه در قضا سواى خير چيزى ديگر در آن [٣] نيست.
زيرا منبع آن شرور بحسب نفس انسانى منحصر در قواى حيوانيّه و نباتيّه و علايق بدن است.
بنا بر اين مذكورات، بر نفس ناطقه كه سرمايه وبال و نكالاند بر بدن، سبحان اللّه تا چه مرتبه اعراض ازينها شيرين و نكوست [٤]، و مفارقت از اينها تا بچه حيثيت مقبول و مطبوع است، اگر مفارقتش بالذات باشد و بريدن و انقطاع از علاقه و جميع حالات باشد. رزقنا اللّه تعالى التجرّد التامّ.
[١] ظاهرا چون زائد است.
[٢] كذا. شايد «در» زائد است.
[٣] كذا.
[٤] عبارت مضطرب است. متن عربى اينست: «و اذا كان ذلك وبالا و كلا عليها (اى على النفس) فما احسن حالها عند الاعراض عن ذلك». جامع البدائع، ص ٢٩