پنج رساله - ابن سينا - الصفحة ١٩ - پيشگفتار مهدى محقق

است، ممارست نمودم و همه اين كوشش‌ها تحت ارشاد و راهنمايى پدرم، امام همام ضياء الدّين مسعود بن مصلح كازرونى بود كه در اين فن به اجماع اقران، بقراط زمان و جالينوس اوان خود بود. وقتى من در پزشكى به حدس صائب و نظر ثاقب در درمان بيماران مشهور شدم، پس از وفات پدرم- خدايش رحمت كناد- در مقام پزشك و چشم پزشك، در بيمارستان مظفرى شيراز به خدمت پذيرفته شدم؛ در حالى كه بيش از چهارده سال از عمر من نمى‌گذشت و مدت بيست سال به همان سمت باقى ماندم و براى آنكه به غايت قصوى و درجه عليا در اين فن برسم به خواندن كتاب كليات قانون ابن سينا نزد عم خود، سلطان حكيمان و پيشواى فاضلان كمال الدين ابو الخير بن مصلح كازرونى، پرداختم و سپس، آن را نزد شمس الدين محمد بن احمد حكيم كيشى و شيخ شرف الدين زكى بوشكانى كه هر دو مشهور به مهارت در تدريس اين كتاب بودند، ادامه دادم. از آن جا كه اين كتاب از دشوارترين كتاب‌هايى است كه در اين فن نگاشته شده است و مشتمل بر لطايف حكمى و دقايق علمى و نكته‌هاى غريب و اسرار عجيب است، هيچ يك از مدرسان آن گونه كه بايد از عهده تدريس و تفهيم كتاب بر نمى‌آمدند و شرح‌هايى هم كه بر كتاب نوشته شده بودند، وافى و كافى براى رسيدن به مقصود نبودند؛ زيرا شرح امام علامه فخر الدين محمد بن عمر رازى فقط جرح بعض بود، نه شرح كل و كسانى هم كه از او پيروى كرده و بر كتاب شرح نوشته بودند، همچون امام قطب الدين ابراهيم مصرى و افضل الدين محمّد بن نامور خونجى و ربيع الدين عبد العزيز بن عبد الواحد جيلى و نجم الدين ابو بكر بن محمد نخجوانى، بر آنچه فخر الدين گفته بود، چيزى نيفزوده بودند تا اينكه به جانب شهر دانش و كعبه حكمت و حضرت عليّه بهيّه قدسيّه و درگاه سنيّه زكيّه فيلسوف استادى نصيرى (خواجه نصير الدين طوسى) روى آوردم كه او برخى از دشواريها را گشود و برخى ديگر، باز بر جاى ماند؛ زيرا، احاطه به قواعد حكمت در شناخت اين كتاب كافى نيست، بلكه شخص بايد ممارست در قانون علاج در تعديل‌