پيشوايان صديقين امام حسين(ع) تجلى حقيقت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦٩ - پاكى ويكرنگى
مصيبت و اشك
دراين زمينه يكى از سخنرانان داستان شگفتانگيزى را برايم تعريف نمود. او چنين گفت كه: ما هر سال سالنى را براى برگزارى مجالس سوگوارى در يك كشور خارجى اجاره مىكرديم. روزى يك مسيحى از من مىپرسد: شما هر سال اين سالن را براى گريستن اجاره مىنماييد در حاليكه ديگران آن را براى جشنهاى عروسى و شادى اجاره مىكنند. علّت اين امر چيست؟ به او پاسخ دادم: زيرا ما سوگواريم. گفت: در سوگ چه كسى؟ گفتم: در سوگ سيّد، امام و سرورمان. گفت: چه وقت و كجا كشته شد؟ گفتم: ١٤٠٠ سال پيش. او از آنكه ما هنوز بر انسانى مىگرييم كه صدها سال پيش درگذشته است، شگفت زده شد. پس به او گفتم: كشته شدن او معمولى نبود. چرا كه او را مظلومانه و فجيعانه به قتل رساندند. مردم پس از آنكه او را دعوت نمودند و وعده يارى رساندن به او را دادند، به او خيانت كرده و تسليم دشمنان نمودند. دشمنانى كه او را در بيابانى خشك احاطه كردند و حتّى بر شيرخوارهاش رحمى ننمودند و آبى به او ندادند بلكه، گلوى نازنينش را با تير شكافتند!
آن سخنران مىگويد: پس از آنكه علّت گريستن را بر امام حسين عليه السلام براى آن مرد مسيحى شرح دادم، ناگهان بغض گلويش را فشرد و اشك از چشمانش سرازير گشت و با ما همدردى نمود.
سپس از ما خواست تا در مجالس عزادارى ابا عبداللَّه الحسين شركت نمايد.