پيشوايان صديقين امام حسين(ع) تجلى حقيقت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦٧ - پاكى ويكرنگى
«ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ، وَمَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ» [١]
. «چه دارد آنكه تو را ندارد؟ و چه ندارد آنكه تو را دارد؟»
مىدانست و مىديد كه هر چيزى كه در وجود نهفته و تمامى ارزشها، در عشق به خدا و شناخت او تجسّم مىيابد و به همين خاطر در كربلا با فقدان هر عزيز، فرزند و برادرى همه آن امور را آشكار نمود.
هريك از فرزندان، برادران و ياران امام حسين عليه السلام كه در كربلا در خون خود غلطيدند، اخترى تابناك در افق توحيد بودند. براى نمونه برخى از ياران امام حسين عليه السلام از اصحاب پيامبر اكرم بودند. افرادى همچون حبيب بن مظاهر كه عالمى بزرگ بود و يا مسلم بن عوسجه كه از فقيهان و عالمان بزرگوار آن زمان بود. با اين حال همه آنها يكى پس از ديگرى به شهادت رسيدند و با شهادت هريك، چهره امام حسين عليه السلام نورانىتر، در حاليكه دلش از غم آنها پاره پاره مىگشت.
امام حسين عليه السلام پس از آنكه وظيفه خود را به پايان رسانيد، مشتى از خاك كربلا را بر كف گرفت و پيشانى مباركش را بر آن نهاد و فرمود:
«صَبْراً عَلى قَضائِكَ يا رَبِّ، لَاإِلهَ سِواكَ يا غياثَ الْمُسْتَغِيثِين، ما لِي ربٌّ سِواك ولَا مَعْبُودٌ غَيْرَك...» [٢]
«صبر بر تقديراتت پروردگارا! اى كه هيچ معبود به حقّى جز تو نيست، اى فريادرس فريادخواهان، هيچ صاحب اختيار و معبودى
[١] - مفاتيح الجنان، دعاى امام حسين عليه السلام در روز عرفه.
[٢] - مقتل المقرّم، ص ٣٥٧.