پيشوايان صديقين امام حسين(ع) تجلى حقيقت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥٤ - جنايتهاى رژيم اموى
به تو رسيده... امّا آنچه از من به تو رسيده آن را چاپلوسان سخن چين و تفرقه افكن به تو گفته...»
در اينجا سيّدالشّهدا، اين امر را آشكار مىسازد كه دستگاه حكومتى نمىتواند از گذر سياست اطلاعاتى و امنيّتى اطمينان مردم را جلب نمايد. چرا كه سخن چينان و نمّامين پيش از آنكه به امّت وحدت ببخشند، در آن تفرقه ايجاد مىكنند. امام حسين عليه السلام پس از آن، زمينهسازى براى آغاز جنگ نظامى آشكار بر عليه معاويه را نفى مىنمايد؛ زيرا سياست و راهبرد او براساس تشكيل مخالفتى نيرومند عليه حكومت اموى استوار بود كه پس از معاويه شكوفا مىگشت و تا آنجا كه خدا مىخواست، ادامه مىيافت.
پس از آن خود نيز با تهديد به معاويه مىفرمايد:
«وَإِنِّي لَأَخْشَى اللَّهَ فِي تَرْكِ ذ لِكَ مِنْكَ...» [١]
. «از خدا مىترسم كه تو خود اين مهمّ را واگذارى...»
يعنى اگر ترسى هم در اينجا وجود داشته باشد، همان ترس من از خداست، از آنكه حكومت بر سرنوشت مؤمنين را به تو، اى معاويه! واگذارم.
جنايتهاى رژيم اموى
اين نامه را انسانى مىنويسد كه بايد- براساس عقيده امويان- فرمانبردار معاويه بن ابى سفيان باشد كه بر تمامى سرزمين اسلامى
[١] - حياة الإمام الحسين بن علىّ عليهما السلام، باقر شريف القرشي، ج ٢، ص ٢٢٥.