پيشوايان صديقين امام حسين(ع) تجلى حقيقت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦٦ - پاكى ويكرنگى
داشت و مىبايست آنها را در يك آن، فدا مىكرد هرگز در انجام آن كار ترديد نمىنمود؛ چرا كه نفس خويش را از هوى و هوس دور ساخته بود. با اينكه علىاكبر را بسيار دوست مىداشت و نسبت به او محبّتى را در دل مىپروراند كه هيچ پدرى به فرزند خويش ندارد؛ زيرا كه از نظر خلقت و اخلاق شبيهترين مردم به رسول اللَّه بود، امّا با اين حال دوستى امام حسين با خداوند بزرگ برتر و بيشتر بود. چنانكه خداوند متعال مىفرمايد:
وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبَّاً للَّهِ [١].
«امّا آنها كه ايمان دارند، عشقشان به خدا، (از مشركان نسبت به معبودهايشان) شديدتر است.»
ما اگر امروزه مىبينيم مردم ابا عبداللَّه را همچنان، تجليل مىنمايند و در هر محرّم يادواره او را برپا مىدارند به اين خاطر است كه او نهضتى ربّانى داشت؛ پدر آزادگان بود؛ براى برپايى دين، انقلاب نمود و مىخواست در زمين حكومت الهى را برپا سازد. ولى با اين همه، تمامى آن ويژگيها از امور ثانويه به شمار مىآيند. زيرا امام حسين عليه السلام هنگاميكه در عرفه اين دعاى جاودانى- كه به راستى گنجى است از گنجهاى رحمت و فرهنگى است توحيدى و ابا عبداللَّه تمامى جملات آن را در كربلا تجسّم بخشيد- را خواند و پروردگارش را مخاطب قرار داد:
[١] - سوره بقره، آيه ١٦٥.