پيشوايان صديقين امام حسين(ع) تجلى حقيقت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٧ - ٣- رهبرى ربّانى
حق و چه كسى رهبرى باطل را بر دوش دارد. در آغاز نهضت خويش، سخنان پرآوازه خود را كه همچنان در طول تاريخ طنين افكن بود، بيان نمود و با اين سخنان دليل عدم پذيرش بيعت با يزيد را هنگاميكه حاكم اموى از او درخواست بيعت نمود، آشكار ساخت و با شفافيّت تمام به آن ستمگر فرمود:
«إِنّا أَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ، وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفُ الْمَلائِكَةِ، وَبِنا فَتَحَ اللَّهُ وَبِنا خَتَمَ اللَّهُ، وَيَزِيدُ رَجُلٌ فاسِقٌ شارِبُ الْخَمْرِ قاتِلُ النَّفْسِ الْمُحَرَّمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ... وَمِثْلي لَايُبايِعُ مِثْلَهُ...» [١]
. «ما خاندان نبوّت و معدن رسالت و موضع رفت و آمد فرشتگان هستيم. خدا به ما آغاز فرمود و به ما نيز ختم كرد، يزيد مردى است تبهكار، شرابخوار و كشنده انسانها محترم (و پاك) كه آشكارا گناه مىكند، و مثل من با چون اويى بيعت نخواهد كرد.»
بدينسان به ما آموخت كه رهبرى بايد از اهلبيت نبوّت باشد، اهلبيتى كه خداوند آنها را از آلايندهها پاك گردانيد و پليدى را از ايشان دور نمود، همچنين رهبرى بايد در دست كسانى باشد كه در راه آنان حركت مىكنند و در مسير ايشان گام برمىدارند.
از آنجايى كه امروزه با گوناگونى انديشهها و راهحلها، و پراكندگى نيروها روبرو هستيم، ناگزير بايد به دنبال آن رهبرى خدا گونهاى جستجو نماييم كه در راه خدا از سرزنش هيچ ملامت كنندهاى نهراسد و اينكه در مسير زندگى خويش افراد با كفايت و امين در راه دينِ خدا
[١] - بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٢٥.