پيشوايان صديقين امام حسين(ع) تجلى حقيقت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٨٠ - ويرانى و سازندگى
مشكلى كه از بدو پيدايش خوارج ميان مسلمانان ظهور يافت، اين بود كه گروههايى از مردم، تنها «نه» مىگفتند و هيچ سخن مثبت ديگرى نداشتند. مثلًا خوارج با مطرح كردن شعار «لا حكم إلّاللَّه» ولايت ائمّه معصومين را نفى مىكردند؛ غافل از اينكه حكومت خداوند بر روى زمين از طريق احكام و شرايعى كه نازل مىنمايدو از طريق پيامبر اسلام و جانشينان وى قابل اجرا و عملى شدن است. و ما در طول تاريخ اين مسأله را به خوبى شاهد هستيم كه خداوند، پيامبران را براى حكومت كردن مبعوث مىكرده است. خداوند متعال مىفرمايد:
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرَوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً* فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَايَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً [١].
«ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر براى اينكه به فرمان خدا، از وى اطاعت شود. و اگر اين مخالفان، هنگامى كه به خود ستم مىكردند (و فرمانهاى خدا را زير پا مىگذاردند)، به نزد تو مىآمدند، و از خدا طلب آمرزش مىكردند، و پيامبر هم براى آنها استغفار مىكرد، خدا را توبهپذير و مهربان مىيافتند. به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اينكه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند؛ و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نكنند؛ و كاملًا تسليم باشند.»
[١] - سوره نساء، آيات ٦٤- ٦٥.