زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦ - پيشگفتار

چنانكه كسانى را كه بر آنان نعمت هدايت ارزانى داشت و با راكعان ركوع گزاريم و با صادقان باشيم و از حضرتش بخواهيم كه ما را به كاروان صالحان ملحق فرمايد.

در واقع ولايت اولياى خدا ما را وامى‌دارد تا از نحوه زندگى تابناكشان بهره‌ور شويم و چون از نزديك با ايشان آشنايى پيدا مى‌كنيم بر ضد وسوسه‌هاى شيطان كه همواره به دوستان خويش الهام مى‌كند كه تبلور اين صفات، ناممكن است و يا تأكيد مى‌كند كه اين صفات از باب تشجيع و تشويق ذكر شده و يا فقط نمونه‌هاى شكوهمند ادبى هستند، ايمن مى‌شويم.

بزرگترين حيله شيطان بازداشتن انسان از پيمودن نردبان كمال الهى است و داورى آن بررسى زندگى پيامبران و امامان صالحان امّت است؛ بدين اعتبار كه آنان نيز انسانهايى چون ما بوده‌اند كه مورد انعام و اكرام خداوند قرار گرفته و به مقامى پسنديده و شايسته در نزد حضرتش، دست يافته‌اند.

از بيست و سه سال پيش خداوند بر من منّت نهاد تا در فرصتهاى اندكى كه پيش مى‌آمد، در خصوص زندگى و سيماى امامان عليهم السلام دست به نگارش بزنم امّا نتوانستم اين سلسله را كامل كنم.

امروز كه خداوند به من توفيق نوشتن انديشه‌هايم در مورد قرآن را كه به نام «من هدى القرآن»- تفسير هدايت- موسوم است، ارزانى داشته براى تكميل اين سلسله بار ديگر دست به كار شده‌ام، اميدوارم خداوند اين بار مرا در تكميل و به پايان رساندن آن موفق بدارد.

امّا شگفتى من زمانى افزون شد كه در كنار ساحل اين درياى گوهر خيز ايستادم و از خود پرسيدم: از اين دريا چه مى‌توان گرفت تا تقديم برادران خواننده كرد؟!

من توانسته بودم از آنچه در خاطر داشتم كتابى مفصّل در خصوص زندگى امام سجّاد عليه السلام بنويسم امّا از آنجا كه خود را مقيّد به خلاصه نويسى كرده‌ام دست از آن همه تفصيل برداشتم. علّت حيرت و شگفتى من نيز در همين نهفته است كه از