زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥ - رهبرى و رهبران الهى

چرا كه هر كس ذره‌اى تكبر در وجودش باشد، نمى‌تواند به بهشت گام نهد. كبر، آدمى را به ياوه گوييها و ادعاهاى پوچ، همچون ادعاى خدايى مى‌كشاند. اگر تكبرى كه به فرعون دست داده بود به هر انسان ديگرى هم دست دهد نمى‌تواند از آنچه فرعون ادعا كرده بود، خوددارى كند، بالاخره او هم خواهد گفت كه‌ (أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‌).

هنگامى كه انسان مأمور به اطاعت از كسى شود، آن هم نه به خاطر ثروت و يا هواخواهى بلكه به خاطر فرمان خدا، آنگاه دلش از غبار تكبر صاف و پاك شود. بدترين كوته انديشى مردم به هنگام بعثت پيامبران عليهم السلام همين عامل بوده، چون آنان با خود مى‌انديشيدند كه چگونه مى‌شود از انسانهايى هماند خود فرمان برند؟! خداوند در قرآن كريم از قول آنان چنين نقل مى‌كند:

(فَقَالُوا أَبَشَراً مِنَّا وَاحِداً نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ) [١]

«آيا ما بشرى از جنس خودمان را پيروى كنيم؟ در اين صورت ما گمراه و در آتشها خواهيم بود.»

برخى ساده لوحان مى‌پرسند: چرا خداوند مردم را با فرمانبردارى از پيامبران و امامان كه از همين مردمان عادى‌اند، امتحان مى‌كند؟ آيا بهتر نبود كه خداوند پيامبران را به نيروهايى خارق العاده و ثروتهاى هنگفت و فرزندان و ياران بى شمار مجهز مى‌كرد تا مردم در اطاعت از آنان كمتر چون و چرا كنند؟!


[١] - سوره قمر، آيه ٢٤.