زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩١

از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: وقتى كه عبدالملك بن مروان به خلافت رسيد به حجاج بن يوسف نوشت:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‌

از عبد الملك بن مروان امير المؤمنين به حجاج بن يوسف امّا بعد، در ريختن خون بنى عبد المطلب بنگر و خون آنها را پاس دار و از اين كار دورى گزين كه خود شاهد بودم كه چون آل ابو سفيان در اين كار ولع نشان دادند، جز اندكى بر سرير پادشاهى درنگ نكردند. و السلام.

امام صادق فرمود: عبد الملك اين نامه را نهانى به حجاج فرستاد و خبر اين نامه در همان ساعتى كه نوشته و به سوى حجاج فرستاده بود به على بن الحسين رسيد. به او گفته شد كه عبد الملك نامه‌اى چنين و چنان به حجاج نوشته است و خداوند از اين بابت او را سپاس نهاده و فرمانروايى‌اش را استوار ساخته و بر مدّت آن بيفزوده است امام صادق فرمود: آنگاه على بن الحسين نامه‌اى چنين نگاشت:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‌

به عبد الملك بن مروان امير المؤمنين از على بن الحسين. امّا بعد، همانا تو در فلان روز و فلان ساعت از فلان ماه نامه‌اى چنين و چنان نگاشته‌اى.

و رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا از اين نامه آگاه كرد و خداوند اين كار تو را سپاس نهاد و پايه‌هاى فرمانروايى‌ات را استوار نمود و بر مدّت آن افزود.

سپس نامه را پيچيد و بر آن مهر نهاد و به غلامش سپرد كه بر اشترش بنشيند و به محض آنكه عبد الملك را ديد اين نامه را به وى تسليم كند.

چون غلام به دربار عبد الملك رسيد نامه را تسليم وى كرد. وقتى‌