زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٢ - روش و برنامه امام چه بود؟

اخلاق حسنه، براى بردگان در كنار هدايت مستقيم آن‌امام خود مكتبى عملى محسوب مى‌شد.

يكى از راويان به نام عبد الرزاق مى‌گويد: كنيز على بن الحسين عليهما السلام براى ايشان آب آورد تا آماده نماز شود. ناگهان آفتابه از دست كنيز افتاد و به صورت امام سجّاد اصابت كرد و صورت آن‌حضرت را مجروح نمود.

امام سرش را بلند كرد و به كنيز نگريست. كنيز گفت: خداوند مى‌فرمايد:

(وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ) امام فرمود: خشم را فرو خوردم. كنيز گفت:

(وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ) امام به او فرمود: خداوند تو را ببخشايد. كنيز گفت: (وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ) امام فرمود: برو كه در راه خداوند عزّوجل آزادى! [١]

آن‌حضرت با بردگانى كه در نظر گروهى از مردم آن روزگار، سرشتى جز سرشت انسان داشتند، اين گونه برخورد مى‌كرد، چگونه مى‌توان قبول كرد كه اين اخلاق والا در آنان مؤثر واقع نشود؟! روايت زير نيز صحنه والايى از گذشت وجوانمردى و ايثار آن‌حضرت را به نمايش مى‌گذارد:

عدّه‌اى ميهمان نزد آن‌حضرت نشسته بودند. امام از خدمتكارش خواست كه زودتر گوشتى را كه در تنور بود برايش بياورد. خدمتكار به سرعت آنرا به طرف امام آورد امّا ناگهان چنگكى كه در دست داشت، افتاد و به سر يكى از پسران آن‌حضرت كه زير پلكان بود، خورد و او را كشت امام به خدمتكار كه متحيّر و نگران شده بود فرمود: «تو آزادى‌


[١] - عوالم العلوم، ج ١٨، ص ١٩٨.