زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٤ - پس از عاشورا

كردى و آن را در كوى و خيابان افكندى و به يغمايش بردى. انگار مى‌پندارى كه اين ميراث توست». حجاج با شنيدن اين سخنان بر فراز منبر رفت و مردم را سوگند داد كه هر چه برده‌اند بازپس بياورند. [١] بنابراين شجاعت، خوى و خصلت امام چهارم بود امّا شرايطى كه آن‌حضرت در آن به سر مى‌برد، از كمبود انقلاب و شجاعت خبرى نبود. زيرا واقعه كربلا، ضمير امّت را از شجاعت آكنده بود در عوض اين دوران به ويژگى ايمانى كه مرتبط با انقلاب و اهداف ارزشمند آن بود، نياز شديد داشت، و از همين رو، امام كوشش خود را به اين سمت متوجّه كرد! برخى از ساده انديشان مى‌پندارند كه اين امر، از شخصيّت امام سجّاد عليه السلام نشأت مى‌گيرد چنان كه در باره پيامبران نيز معتقدند كه فداكارى ابراهيم و صبر نوح و تندى موسى و زهد عيسى عليهم السلام و اخلاق حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و ديگر صفات متمايز هر يك از فرستادگان خدا، ويژگى خاصّ شخصيتى آنان و معلول حالات مزاجى ايشان بوده است. حال آنكه اينان از ياد برده‌اند كه خداوند خود آگاهتر است كه رسالت خويش را در كجا قرار دهد. در واقع خداوند هر كجا حكمتش اقتضا كند رسالت خويش را همان جا مى‌نهد.

ويژگيهايى كه از هر يك از پيامبران ظاهر شده، مطابق با شرايطى بوده كه در آن مى‌زيسته و نيز طبق روحيه مردمانى بوده كه با آنها سر و كار داشته‌اند.

تا آنجا كه اگر فرض كنيم پيامبرى در مقام و موقعيّت پيامبرى ديگر


[١] - عوالم العلوم، ج ١٨، ص ١٧٩.