زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢١ - رهبرى و رهبران الهى

اينجا است كه در محدوده چهار چوب ولايت الهى، زندگى و سيماى امام سجّاد عليه السلام را مورد بحث و بررسى و شناخت قرار مى‌دهيم. هيچ يك از پيامبران و امامان و جانشينان پرهيزكار آنان و علماى ربّانى در پى حكومت و سلطنت نرفتند و يا رهبرى جنبشهاى سياسى را، به معنايى كه ما مى‌فهيم، در دست نداشتند بلكه آنان براى پاك كردن دلهاى مردم و جوامعشان از بت‌پرستى و طاغوت تلاش مى‌كردند. با اين وصف، مهم‌ترين فلسفه زندگى آنان تحقّق اين هدف نبوده تا گفته شود آنها در تحقّق هدف با شكست رو به رو شدند، بلكه نخستين و مهم‌ترين هدف، آزمايش مردم بوده و آنان وحى الهى را بر مردم مى‌خواندند، و به تعليم و تزكيه ايشان همّت مى‌گماشتند. خداوند متعال در اين باره مى‌فرمايد:

(هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْامِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ) [١]

«او كسى است كه براى بى سوادان رسولى از خود ايشان فرستاد كه بر آنان آياتش را مى‌خواند و پاك مى‌سازدشان و كتاب و حكمت را بديشان مى‌آموزد اگر چه اينان پيش از اين در گمراهى آشكار بودند.»

آرى، يكى از اهداف مهم بعثت پيامبران و حركتها و قيامهاى اوصيا واولياى آنها، آماده كردن مردم براى قيام به قسط و عدل بوده است، نه اينكه پيامبران خود در ميان مردم به اجراى قسط و عدل بپردازند و به تعبير ديگر وكيل مردم در اجراى عدالت باشند كه اين تعبير را وحى‌


[١] - سوره جمعه، آيه ٢.