عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥٣ - دوم سمع و شنوائى
ترجمه:
فرع
اگر جانى بر سر ديگرى جراحتى وارد كرد كه در نتيجه عقلش زائل شد ديه شجّه و زوال عقلش در هم تداخل نمىنمايند اگر چه حصول جراحت و زوال عقل بيك ضربت حاصل شوند.
و اگر عقل بعد از زوال دوباره عود كرد ديه گرفته شده بر نمىگردد مشروط به اينكه اهل خبره به ذهاب آن به طور كلى حكم كرده باشند.
دوّم: سمع و شنوائى
دوّم از منافع قوّه سامعه و شنوائى است كه ازاله آن موجب ثبوت تمام ديه مىباشد مشروط به اينكه از بازگشت آن يأس و نااميدى باشد و در صورتى كه اهل خبره عود و برگشت آن را انتظار داشته باشند اگر چه پس از مدّتى باشد بايد صبر نمود پس اگر عود نكرد ديه كامل بر عهده جانى آمده و اگر عود نمود ارش اين زمان كه مجنى عليه فاقد سمع بوده بر عهده جانى مىباشد.
فرع
اگر چانى و مجنى عليه در ذهاب و ازاله قوه سامعه با يكديگر به نزگع برخاستند بايد در وقتى كه مجنى عليه غافل است او را با فرياد بلند و صداى رعد كه قوى است و نيز صيحه آزمايش كنند پس اگر هركدام از زوال و عدم آن احراز و ثابت گشت بر طبقش حكم نموده و در غير اين صورت قسامه بايد سوگند بخورند.
فرع
اگر به واسطه جنايت جانى قوّه شنوائى يكى از دو گوش به طور كلّى ازاله گرديد نصف ديه به عهده جانى مىآيد و اگر قوّه مزبور ناقص شده و تمامش از بين نرود حكم آن است كه آن را به ديگرى بايد قياس نمود.