عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨٥ - شروط قصاص در طرف
ترجمه:
فرع
در حارصه [١] و باضعه [٢] و سمحاق [٣] و موضحه [٤] قصاص ثابت است.
و در استيفاء شجّه [٥] طول و عرض آن را بايد مراعات نمود ولى مقدار عمقش را اعتبار و لحاظ نمىكنند بلكه همين قدر كه شجّه به آن صدق كرد كفايت مىكند.
فرع
در هاشمه [٦] و منقله [٧] و نيز شكستن استخوانها قصاص ثابت نيست زيرا در چنين قصاصى ضرر متحقّق است.
قبل از بهبودى [٨] قصاص جائز است اگرچه صبر نمودن اولى و سزاوارتر است.
[١] جراحتى را گويند كه به واسطه جنايت پوست سر و يا صورت پاره شود.
[٢] آن است كه آلت جنايت پس از پاره كردن پوست به قدر زياد و چشمگيرى در گوشت سر و صورت فرو رود.
[٣] بكسر سين و سكون ميم آن است كه آلت جنايت پس از پاره كردن پوست و دريدن گوشت از آن نيز ردّ شده و به پردهاى كه استخوان را پوشانده برسد.
[٤] آن است كه آلت جنايت پس از پاره كردن پوست و دريدن گوشت پرده سمحاق را نيز دريده و در استخوان بنشيند به طورى كه سفيدى استخوان ظاهر گردد.
[٥] كليّه جراحت وارد بر سر و صورت را اصطلاحا « شجّه » مىگويند.
[٦] اصطلاحا آن است كه به واسطه جنايت استخوان بشكند اگر چه مسبوق به جراحت نباشد.
[٧] آن است كه بواسطه جنايت استخوان از مكان خودش به جاى ديگر رفته باشد به طورى كه بهبودى موقوف باشد به اينكه استخوان بجاى اولش برگردد.
[٨] يعنى مجنى عليه پيش از آنكه جراحتش خوب شود مىتواند از جانى قصاص كند.