عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٩ - مسئله چهاردهم مناسخات
ترجمه:
و اگر نصيب ميّت دوّم وافى براى تقسيم صحيح و بدون لزوم كسر بر ورثه نبود قاعده اين است كه وفق بين نصيب ميّت دوّم و سهام ورثهاش را بدست آورده و آن را در مسئله اوّل ضرب مىنمائيم و از حاصل ضرب بدست آمده تقسيم صحيح مىگردد. [١]
و اگر بين نصيب ميّت دوّم و سهام ورثهاش وفق نباشد مخرج مشترك مسئله دوّم را در مخرج مشترك مسئله اوّل بايد ضرب كرده و از حاصلضربش قسمت را عملى ساخت.
و اگر بعضى از ورثه ميّت دوّم نيز قبل از تقسيم ما تركش فوت شوند همان طورى كه در مرتبه اولى عمل نموديم بايد عمل كرد.
[١] مقصود اين است كه نصيب ميّت دوّم از اوّل اگر به طور صحيح بين ورثهاش تقسيم نشد بايد نسبت بين نصيب ميّت دوّم و سهام ورثهاش را ملاحظه كرد مىبينم كه از دو حال خارج نيست:
الف: آنكه بين آنها وفق باشد: قاعده اين است كه جزء وفقى از فريضه دوّم كه سهام ورثه باشد را در مسئله اوّلى بايد ضرب نمود و از عدد حاصل تقسيم به طور صحيح صورت مىگيرد مثلا شخصى فوت كرده و از وى پدر و مادر و پسر باقى مانده و قبل از اينكه ما ترك تقسيم شود از دنيا رفته و از خودش دو پسر و دو دختر باقى گذارد.
در اينجا فريضه اوّل را بايد از عدد شش محاسبه نمود زيرا دو سدسبر يعنى ابوين در بين ورثه مىباشند و مخرج كسر آنها عدد شش است نصيب پسر از آن چهار و سهم ابوين دو مىباشد حال قبل از اينكه نصى پسر به وى برسد او نيز فوت كرد و سهام ورثهاش شش تا است بين اين سهام و نصيب مورّث آنها كه چهار باشد توافق در نصف مىباشد لذا جزء وفقى سهام يعنى (٣) را كه نصف عدد (٦) باشد را در مخرج مشترك مسئله اوّل يعنى (٦) ضرب مىكنيم و حاصل ضرب آن (١٨) است كه هردو مسئله را اگر از اين عدد محاسبه كنيم ما ترك به طور صحيح و بدون لزوم كسر بين ورثه تقسيم مىگردد.
ب: آنكه بين آنها وفق نباشد: قاعده اين است كه مخرج مشتركهاى دو مسئله را در هم ضرب كرده و از حاصلضرب آنها هر دو مسئله را به طور صحيح مىتوان تقسيم نمود مثل اينكه شخصى فوت كرده و از وى پدر و مادر و فرزند باقى مانده قبل از تقسيم ما ترك ميّت فرزندش فوت كرد و ورثهاش دو پسر و يك دختر مىباشند در اينجا سهام ورثه وى (٥) سهم است زيرا به هريك از پسرها دو سهم كه مجموعا چهار تا شده داده شده و به دختر يك سهم مىدهند پس مجموع آنها پنج سهم مىگردد ملاحظه مىكنيم بين اين عدد و نصيب مورث ايشان يعنى پسر كه چهار است تباين بوده از اينرو عدد رؤس ايشان يعنى (٥) را در مسئله اوّل كه (٦) است ضرب كرده و از حاصل ضرب اين دو يعنى (٣٠) هردو مسئله را محاسبه مىكنيم.