عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢٧ - ديه خطاء محض
ترجمه:
فرع
در قتل عمد و شبه آن تعيين ديه از بين شش امر مذكور با جانى است نه ولى مقتول و در قتل خطائى با عاقله مىباشد.
فرع
ديه زن نصف تمام آن اشيائى است كه در مرد ذكر گرديد و ديه خنثاى مشكل سه ربع آن مىباشد.
فرع
ديه كافر ذمّى هشتصد درهم و ديه زن ذميّه نصف آن مىباشد.
فرع
ديه عبد همان قيمت او مىباشد مشروط به اينكه از ديه حرّ تجاوز نكند چه آنكه در اين صورت قيمتش را به ديه حرّ برگردانده و همان مقدار برايش ملاحظه مىشود.
و ديه اعضاء و جراحاتش را به نسبت ديه حرّ مىسنجند. [١]
فرع
در اعضاء و جراحاتى كه مقدّر شرعى دارند حرّ را اصل قرار داده و عبد را به آن مىسنجند ولى در غير اين اعضاء و جراحات كه مقدّر ندارند امر بعكس است. [٢]
[١] مقصود اين است كه اگر كسى يك دست عبد را قطع كند بر او واجب است نصف قيمتش و در صورتى كه هردو دستش را قطع كند تمام قيمت او را بايد بدهد همان طورى كه قطع يك دست حرّ موجب نصف ديه و بريدن دو دست او باعث ثبوت تمام ديهاش مىباشد و همچنين است نسبت به قطع يك پا و دو پا و نيز ساير اعضاء و جوارح كه هركدام ديه خاصّى دارند.
[٢] در نتيجه لازم است عبد را براى حرّ اصل قرار داد به اين معنا حرّ را عبدى فرض مىكنيم كه از جنايت وارده بر او سالم بوده و پس از آن ملاحظه مىكنيم كه در اين فرض قيمتش چه مقدار است سپس او را عبدى در نظر مىگيريم كه جنايت مزبور به وى وارد شده و پس از آن قيمتش را ملاحظه مىنمائيم بعد يكى از دو قيمت را به ديگرى نسبت داده و سپس نسبت بين دو قيمت را به عنوان ديه عضو به وى مسترد مىداريم.