عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥ - فصل سوم لقطه مال و احكام آن
ترجمه:
ل: اخذ لقطه مكروه است مخصوصا از فاسق و شخصى كه معسر است.
م: و با اجتماع دو وصف فقر و اعسار در شخص كراهت شديدتر مىشود.
ن: مستحب است ملتقط بر اخذ لقطه شاهد بگيرد.
س: مستحب است ملتقط برخى از اوصاف مال را به شهود معرّفى كند.
ع: ملتقط مال كسى است كه براى اكتساب اهليّت و صلاحيّت داشته باشد و لكن بر ولى واجب است آنچه را كه طفل التقاط نموده حفظ كند چنانچه مالى را كه ديوانه اخذ كرده حفظش بر ولىّ او لازم است.
ف: واجب است مال لقطه را به مقدار يك سال و لو متفرقا تعريف كنند اعم از آنكه ملتقط نيّت تملّك داشته يا بدون چنين قصدى باشد.
ص: مال لقطه در دست ملتقط در طول سال و بعد از آن امانت است مشروط به اينكه نيّت تملّك نكرده باشد كه در اين صورت ضامن مىگردد.
ق: اگر بنده مالى را التقاط كرد مىتواند خود بنفسه آن را تعريف كرده يا همچون شخص حرّو آزاد نائب بگيرد، بنابراين اگر مال را تلف كرد او را نسبت به بعد از آزاد شدنش ضامن قرار مىدهند.
ر: بر مالك عبد لازم نيست مال لقطهاى را كه بنده پيدا كرده از وى بگيرد اگر چه عبد شخص امينى نباشد.
ش: به واسطه تعريف عبد و يافت نشدن مالك مال مولى مىتواند لقطه را تملّك كند.
ت: لقطه تسليم نمىشود مگر صرفا بواسطه قيام شاهد نه به ذكر نمودن اوصاف اگر چه مخفى و نهانى باشند.
بلى، بواسطه ذكر اوصاف جائز است ملتقط مال را به مدّعى تسليم كند.
ث: اگر غير واصف براى لقطه بيّنه آورد مال را از واصف گرفته و به وى مىدهند و اگر گرفتن مال از وى ممكن نبود دافع آن ضامن است و سپس غارم به قابض مراجعه كرده و هزينه پرداخت را از او بگيرد.