عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦١ - فصل سوم مبحث شجاج و توابع آن
ترجمه:
الف: حارصه: و آن اين است كه به واسطه جنايت جانى پوست شكافته شود. و در آن يك شتر ثابت است كه جانى موظف به پرداختن آن مىباشد.
ب: داميه: و آن اين است كه به واسطه جنايت جانى پوست شكافته شده و مقدار كمى در گوشت اثر گذارده شود مثلا چاقو و كارد پس از پاره كردن پوست در گوشت فرو رفته و اندكى آن را بدرد و در اين قسم از جنايت دو شتر ثابت است.
ج: باضعه: و آن اين است كه آلت جنايت در گوشت اثر زيادى بگذارد و در آن سه شتر ثابت مىباشد و به آن متلاحمه نيز مىگويند.
د: سمحاق: و آن اين است كهآلت جنايت به سمحاق برسد.
سمحاق: پرده ظريف و نازكى است كه روى استخوان را پوشانده و در واقع بين استخوان و گوشت فاصله است و به هر تقدير در اين قسم از جنايت چهار شتر ثابت است.
ه: موضحه: و آن اين است كه بواسطه جنايت پرده از سفيدى استخوان برداشته شده و آن ظاهر مىگردد و در آن پنج شتر به عهده جانى مىآيد.
و: هاشمه: و آن اين است كه جنايت موجب شكستن استخوان گردد و در آن ده شتر بر ذمّه جانى آمده كه در صورت صدور جنايت از روى خطاء ارباعا آن را به مجنى عليه داده و به فرض آنكه جنايت شبيه به عمد باشد جانى مكلّف است كه اثلاثا اقدام به پرداخت آن كند.
ز: منقله: و آن جنايتى است كه استخوان را جابهجا كرده باشد قهرا براى ترميم و اصلاح آن محتاج باشيم كه استخوان را نقل داده و به جاى اوّلش ببريم. در اين قسم از جنايت پانزده شتر بر عهده جانى مىآيد.
ح: مأمومه: و آن جنايتى است كه به « امّ الرّأس» يعنى محفظهاى كه در آن مغز قرار گرفته برسد و در آن سى و سه شتر ثابت است.