مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨١ - كشته راه دفاع از حقّ
مى كردند كه چرا اين مرد را دستگير نمى كنى؟ مى گفت: مرگ من نزديك شده و نمى خواهم خون بهترين رجال اين شهر را بريزم و معاويه را عزيز كرده و خود را ذليل سازم.
مغيره از سال ٤١ تا سال ٥١ فرمانروايى اين شهر را برعهده داشت و «حُجر» نيز در اين مدّت، پيوسته از امام على(عليه السلام) دفاع مى كرد، پس از درگذشت مغيره، «زياد بن أبيه» والى كوفه و بصره شد. آن گاه كه بالاى منبر قرار گرفت، از عثمان، تعريف و توصيف نمود و قاتلان او را لعن كرد و نسبت به على(عليه السلام)جسارت نمود; باز اين مرد شجاع به دفاع از على(عليه السلام)برخاست. از آنجا كه اداره هر دو استان، كار سنگينى بود زياد بن ابيه استاندارى كوفه را به «عمرو بن حريث» واگذار كرد و خود به بصره بازگشت. رفتار او با عمرو بن حريث نيز به سان رفتار او با مغيره بود، هر چند عمرو بن حريث از نظر اخلاقى، كمى آرامتر و نجيبانه تر از «مغيره» رفتار مى كرد، ولى برنامه حجر، در دوران هر دو ثابت بود و تغييرى نكرد.
گزارش به زياد بن ابيه رسيد كه حجر بن عدىّ و يارانش، در خانه اى جمع مى شوند و با يكديگر گفتگو مى كنند، فوراً از بصره به كوفه آمد به اين نيت كه از حُجر انتقام بگيرد و اين نقطه را از ياران على(عليه السلام)خالى كند و لذا براى اتمام حجت، بر بالاى منبر خطابه اى خواند و آگاه شد كه حجر از برنامه خود، دست نكشيده و در موضع دفاع باقى است. از اين جهت تصميم گرفت كه با پرونده سازى وى و ياران او را به دمشق بفرستد تا خود معاويه درباره آنان تصميم بگيرد.