مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢١ - مشكل ملحدان در معاد عنصرى
چهار نفر درباره مبارزه با قرآن و سپس اعتراف به عجز و ناتوانى از آوردن مثل آن، سخن مى گويند). از آنجا مى گذشت كه اين آيه را بر آنها خواند:
(قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْض ظَهِيرًا).[١]
«بگو: اگر انسانها و پريان اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد; هر چند يكديگر را (در اين كار) كمك كنند».
آنها با شنيدن اين آيه از امام به يكديگر نگريستند و مبهوت شدند كه فرزند پيامبر از كجا از منويّات آنها آگاه بوده و آيه را كه مناسب وضع آنها بود، تلاوت كرد، ولى اعتراف كردند كه اگر اسلام حقيقتى داشته باشد و بنا باشد براى پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)، وصى و جانشينى باشد، آن فرد كسى جز جعفر بن محمد نيست، ما نظيرى براى او نديديم و از ديدن او لرزه بر اندام ما مى افتد، اين سخن را گفتند و پراكنده شدند.[٢]
[١] اسراء: ٨٨.
[٢] الخرائج، ج٢، ص ٧١; احتجاج، طبرسى، ج٢، ص ٣٠٦ـ ٣٠٧.