مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٩ - سياسى كارى در عمل به اين حديث
بردند، در حالى كه خانه هاى نه گانه اى كه زنان پيامبر در آنها سكونت داشتند، به خود آنها واگذار شد و آنها از آنجا بيرون نرفتند و دختر خليفه يعنى عايشه نيز مالك يكى از آن خانه ها گشت.
٢. شگفت اينجاست كه طبق برخى از روايات، از دخت گرامى پيامبر(صلى الله عليه وآله) شاهد و گواه خواستند كه پيامبر آنجا را تمليك وى كرده است، در حالى كه در قوانين قضايى اسلام، «ذواليد» كه منكر است بايد قسم بخورد، و آن كس كه مدعى است، بايد شاهد بياورد، اتفاقاً همين اشكال به خليفه گفته شد، ولى آنان، از آن به سادگى گذشتند.[١]
٣. در جنگ بدر، گروهى از مشركان به اسارت مسلمانان درآمدند و يكى از آن اسيران«ابوالعاص» شوهر زينب دختر گرامى پيامبر بود و قرار شد كه اسيران با پرداخت مبلغى آزاد شوند. دخت گرامى پيامبر كه در مكه بود، براى آزادى شوهرش كه هنوز اسلام نياورده بود، گردن بندى را كه مادرش خديجه، شب عروسى به او هديه كرده بود، براى آزادى شوهر به نزد پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرستاد، هنگامى كه چشم پيامبر به گردن بند هديه خديجه افتاد، اشك در چشمانش حلقه زد و با ولايتى كه داشت پس از مذاكره با ياران گفت: گردن بند را باز گردانيد و دستور داد تا شوهر او رايگان آزاد شود و خوشبختانه او نيز بعداً به خاطر چنين لطفى اسلام آورد.[٢]
اكنون سؤال مى شود آيا دخت گرامى پيامبر از زينب كمتر بود؟ آيا خليفه نمى توانست از ولايت ادّعايى خود پس از مذاكره با ياران به نفع
[١] تفسير قمى، ج٢، ص ١٥٥; احتجاج طبرسى، ج١، ص ٢٣٧.
[٢] سيره ابن هشام، ج١، ص ٦٥٨.