مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٦ - پاسخ به يك رشته اعتراضها
قرار گيرد، زيرا او مصدر همه كمالات و بخشنده تمام خيرات است هرگاه كمال خدا بنفسه نباشد بلكه به ضميمه صفات كامل گردد در اين صورت اين مجموعه، اشرف و اكمل از ذات مجرد از صفات خواهد شد در حالى كه مجموع از ذات و صفات معلول ذات بوده و لازمه آن اشرف بودن معلول از علت است.[١]
پاسخ به يك رشته اعتراض ها
بسيارى از اعتراض ها حاكى از آن است كه نقطه بحث و به اصطلاح محل نزاع براى معترض روشن نبوده است به عنوان نمونه:
١. اگر علم خدا با ذات او يكسان است پس به جاى «يا الله اغفر لى» بايد بتوان گفت«يا علم الله اغفر لى وارحمنى».[٢]
اين ايراد از شيخ اشعرى كه چهل سال در مكتب اعتزال زندگى كرده بسيار بعيد است، زيرا در گذشته يادآور شديم كه مقصود از «وحدت» اتحاد در مفهوم نيست بلكه اتحاد در مصداق است از اين جهت نمى توان:«يا علم الله اغفر لى» گفت، زيرا مفهوم «علم» غير از مفهوم «الله» است.
٢. چگونه مى توان گفت كه خدا عالم است بدون علم زيرا اين نوعى تناقض است همچنان كه كسى بگويد علم است، عالم نيست.[٣]
اين اشكال متوجه به نظريه ابوعلى جبائى است كه ذات را نائب در صفات مى داند نه به نظر قائلان به عينيت كه ذات و علم هر دو را مى پذيرند
[١] اسفار: ٦/١٣٤ـ١٣٥.
[٢] الابانة، ص ١٠٨.
[٣] الابانة، ص ١٠٨.