مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٦ - نامه دوم در همين راستا
گروه غاليان است كه در جامعه ما اثرى از آنها نيست و اگر از شيعيان اثناعشرى سخن مى گويند هيچ فردى از آنان چنين نسبتى را به امامان نمى دهد، و اگر هم، گاهى برخى از عوام، از كثرت حزن و اندوه، به زيارت امامى مى رود و مى گويد شفاى فرزندم را از تو مى خواهم مسلّماً تعبير عاطفى است كه از عشق به حضرت سرچشمه مى گيرد و در دل او اين است كه امام از خدا بخواهد كه او را شفا دهد.
نامه دوم در همين راستا
از آنجا كه مسأله نقد غلوّ، يك امر حياتى بود، حضرت ولى عصر(عج) مسأله را جدّى گرفته و در نامه هاى ديگرش به نقد آن و بى پايه دانستن پرداخته است.
نامه اى از شيعيان، درباره غلات به حضرت نوشته شد تا آن را محمد بن على بن هلال كرخى به حضرتش برساند. حضرت در پاسخ خود به وى چنين مى نويسد:
«خدا بالاتر و برتر از آن است كه آنان او را توصيف مى كنند. منزّه است خدا و ما او را ستايش مى كنيم. ما هرگز شريكان خدا در علم و دانش، و قدرت و توانايى نيستيم و علم غيب را جز او كسى نمى داند، چنان كه در كتاب خود بيان كرده است:
(قُلْ لاَ يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللهُ).[١]
«جز خدا، كسى در آسمان ها و زمين، از غيب آگاهى ندارد».
[١]. نمل: ٦٥.