مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٢ - ١٣ پرسشهاى سعد بن عبدالله قمى و پاسخهاى حضرت ولى عصر(عج)
به من چنين گفت: پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) در شب هجرت، ابوبكر را با خود به غار برد زيرا ترسيد كه آسيبى به او برسد، زيرا او خليفه نخست از امّت به شمار مى رفت. و در نتيجه او را به سان جان خود از شر دشمن (قريش) حفظ كرد، امّا على(عليه السلام) را به حال خود واگذاشت و در بستر خود خواباند كه اگر هم كشته شود، مشكلى پيش نيايد.
سپس آن ناصبى سؤال ديگرى را مطرح كرد و گفت: شما خلافت خلفا را نمى پذيريد و من از شما سؤال مى كنم: آيا گرايش آنان به اسلام از روى رغبت و ميل باطنى بوده يا به خاطر ترس و فشار؟ اگر شق نخست را انتخاب كنيد، اين با مبانى شما سازگار نيست، شما براى اسلام آن دو، ارزشى قائل نيستيد و اگر شق دوم را بپذيريد با تاريخ اسلام سازگار نيست، زيرا اسلام آنان در مكه بوده و در آنجا فشارى بر پذيرش اسلام نبوده است، بلكه فشار از سوى كفّار و مشركين بر ترك گرايش بود.
سعد بن عبدالله مى گويد: من همراه با احمد بن اسحاق كه وكيل حضرت در قم بود، رهسپار سامرّا شدم، و به ما اجازه داده شد كه وارد خانه امام عسكرى(عليه السلام)شويم، احمد بن اسحاق امانت هايى كه از مردم قم به وى داده بودند تسليم حضرت كرد ولى حضرت بسيارى از آنها را به خاطر وجود شبهه و حرام در ميان آنها پس داد و شگفت اينجاست كه فرزند امام عسكرى(عليه السلام)حضرت حجت كه خوردسالى بيش نبود، در تشخيص اين كيسه ها و جداسازى حلال از حرام، مشاركت داشت.
سعد بن عبدالله مى گويد: پس از پايان يافتن مراسم تقديم هدايا من خواستار طرح سؤال و اخذ پاسخ از امام عسكرى(عليه السلام)شدم، حضرت