مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٤ - اثر انگشت بيگانگان در پديده غلوّ
اثر انگشت بيگانگان در پديده غلوّ
به نظر مى رسد بدخواهان امامان براى آن كه مردم را از اطراف امامان متفرق سازند، پديده غلوّ را دامن مى زدند و گروهى را وادار به تظاهر به غلوّ مى كردند، تا مسلمانان واقعى با شنيدن اين كلمات، از به ظاهر شيعه، از گرد امامان متفرق شوند و لذا امام صادق(عليه السلام) به شدت از آنان دورى مى جست و لعنت خدا را بر آنان مى فرستاد.
در تبرّى از غاليان و دورى جستن از انديشه هاى آنان و پيراسته دانستن مذهب اهل بيت(عليهم السلام) از اين باطل گرايان، روايات زيادى وارد شده[١]كه اكنون به نقل يك روايت بسنده مى كنيم:
راوى مى گويد: به امام كاظم(عليه السلام) عرض كردم شما علم غيب مى دانيد؟
امام كاظم(عليه السلام) : با شنيدن اين سخن همه موهاى بدنم راست شد، علم غيب، از آن خداست، آن چه كه ما مى گوييم يك نوع تعليم از عالم بر غيب است.[٢]
توضيح اين كه آگاهى از غيب در عصر ائمّه(عليهم السلام) به اين معنا بود كه آگاهى از پنهان ها از درون او بجوشد، بدون اين كه آن را از كسى فرا گيرد و مسلّماً علم غيب به اين معنا، فقط از آن خداست. اوست كه بدون اين كه از كسى كسب دانش كند، ذاتاً آگاه از شهود و غيب است. و براى علم او، حدّ و حدودى نيست، در حالى كه آگاهى انبيا و اوليا از غيب، اكتسابى است واز
[١]. رجال كشى: مغيرة بن سعيد به شماره ١٠٣، و محمد بن ابى زينب معروف به ابى الخطاب، به شماره ١٣٥.
[٢]. امالى، شيخ مفيد، مجلس سوم، ص ٨٣، حديث٥.