مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٩ - مناظره با قاضىالقضات در مدينه
گفت: اينها كافرِ ملعونِ رافضى هستند! يكى از حضّار گفت: چرا اينها كافرند؟ قاضى القضات گفت: «لأنّهُم يؤوِّلُونَ القرآنَ و التأويلُ كُفْرٌ»! سپس شروع كرد آياتى را براى نمونه ذكر كرد كه شيعيان اين آيه را اين گونه تأويل مى كنند و آن آيه را به گونه اى ديگر و... .
آن شيخى كه همراه ما بود نيز شروع كرد به تأييد كردن قاضى القضات كه همين گونه است كه مى فرماييد و چند آيه از مواردى را كه شيعه تأويل كرده است نيز ذكر كرد. ما خيلى ناراحت شديم كه اين شيخِ منحرف تا حالا عقيده خود را پنهان مى كرد و ما از همراهى او خيلى خوشحال بوديم; در حالى كه او آدم منحرفى بود و بايد به حسابش برسيم. قاضى القضات به شيخ گفت: معلوم مى شود كه شما فرد فاضلى هستيد و از وى تمجيد كرد.
شيخ به قاضى القضات گفت: يكى از نعمتهاى الهى در اين سفر توفيق زيارت قاضى القضات بود كه نصيب ما شد، ولى ما از اين سفر با يك تأسّف باز مى گرديم و آن اينكه قاضى القضات با اين همه كمال، در روز قيامت، جمال مبارك پيامبر(صلى الله عليه وآله) را زيارت نمى كنند. قاضى القضات گفت: چرا؟ شيخ در پاسخ گفت: چون در قرآن است كه (وَ مَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَى)[١]! قاضى القضات گفت: نه، مراد آيه اين نيست. شيخ گفت: پس مراد چيست؟ قاضى القضات گفت: مراد از «عَما» عماى باطن است. شيخ گفت: «هذا تأويلٌ، وَالتَّأويلُ كُفْرٌ» وقتى قاضى القضات فهميد كه اينها همه مقدّمه براى اين حرف بود، با عصبانيت گفت: «قُمْ يا رافضي...» و
[١] اسراء: ٧٢.