مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٢ - دانشمند طبيعى و پرسشهايى درباره خدا
سرآمد روزگار در جدال كلامى بودند، و يا در حديث نبوى حرف اوّل را مى زدند، وادار كرد كه با حضرت مناظره كنند و به گمان وى نارسائى سخنان امام را آشكار سازند تا مأمون به غرض ناپاك خود برسد، و ـ لذا ـ براى اين كار نشست هايى ترتيب داد كه نقل همه مناظرات براى ما امكان پذير نيست از اين جهت، برخى را به صورت «گزينشى» كه با افق فكرى نوع خوانندگان همسو است منعكس مى كنيم.
دانشمند طبيعى و پرسش هايى درباره خدا
خادم حضرت رضا(عليه السلام) به نام «محمد بن عبدالله خراسانى» مى گويد: مردى از گروه مادّى ها، بر حضرت رضا(عليه السلام) در حالى كه گروهى در محضر وى بودند وارد شد و مناظره اى به صورت ياد شده در زير ميان آن دو برگزار گرديد و پيش از آن كه مناظره آغاز گردد امام يك اصل كلى را به وى گوشزد كرد و يك نوع دگرگونى در انديشه او پديد آمد، فرمود:
اگر حقيقت همان باشد كه شما مى گوييد، پس از مرگ حيات مجددى و حساب و كتابى در كار نيست در اين صورت ما با كارهايى كه انجام داده ايم: نماز خوانديم، زكات داديم، ضرر نكرده ايم، ولى اگر حقيقت همان باشد كه مى گويم و اين كه مرگ دروازه زندگى ديگر است و در آنجا سرنوشت مؤمن و كافر يكسان نيست در اين صورت ما نجات يافتيم، اما شما در عذاب دائم و پيوسته خواهيد بود.
مادى: بگو: خدا چگونه است و كجا است.
امام رضا(عليه السلام): پرسش شما كاملاً بى پايه است، زيرا آنگاه كه از مكان خبرى نبود خدا مكان و جا را آفريده انتظار اين كه او مكان داشته باشد