الصحيفة السجادية - آيتى، عبد المحمد - الصفحة ٨٩ - نيايش سيزدهم در طلب حاجت از خداى تعالى
حاجت نيازمند توست و براى دست يافتن به خواستهايش از تو بىنياز نيست. و اين خود خطايى بود از خطاهاى خطاكاران و لغزشى از لغزشهاى گنهكاران. سپس به هشدار تو از خواب غفلت بيدار شدم و به توفيق تو پس از لغزش بر پاى خاستم و چون به صوابم راه نمودى ديگر به سر در نيامدم و باز گرديدم. گفتم: منزه است پروردگار من، چگونه نيازمندى دست نياز به سوى نيازمند ديگر برد و چسان بينوايى به بينواى ديگر روى كند؟ پس، اى خداوند من، با رغبتى تمام آهنگ تو كردم و با اعتماد به تو روى اميد به درگاهت آوردم و دريافتم كه هر چه فراوانتر از تو خواهم باز هم در برابر توانگريت نا چيز است و بخشش را هر چه فزونتر خواهم در برابر گشادگى باب عطايت باز هم حقير است و كرم تو از سؤال هيچ سائلى به تنگنا نمىافتد و دست عطاى تو فراتر از هر دست ديگر است.
بار خدايا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و با من از كرم و عدل خود آن كن كه فضل تو را در خور است نه استحقاق مرا. من نخستين كسى نيستم كه سزاوار منع و طرد بودن و اكنون به تو رغبت يافت و تو به عطاى خود او را نواختى. من نخستين كسى نيستم كه مستوجب حرمان از درگاه تو بود و دست طلب به سوى تو دراز كرد و تو نوميدش نساختى.
بار خدايا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و دعاى مرا اجابت كن و به ندايم پاسخ گوى و به زاريهاى من رحمت آور و آوازم را بشنو. مرا از خود نوميد مكن، رشته پيوندم را با خود مگسل و در اين نياز كه اكنون مراست، يا هر نياز ديگر، به درگاه ديگرم مران. ياريم نماى كه مطلبم برآيد و حاجتم روا شود و به خواستهام برسم، پيش از آنكه اين مكان را ترك گويم بدان سان كه سختيها را بر من آسان سازى و در هر كار آنچه را خير من در آن نهفته است مقدر دارى.
بر محمد و خاندان او درود بفرست، درودى پيوسته و دم افزون و